ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
درنگ کردن
(~. کَ دَ) (مص ل.)
۱- کُندی کردن.
۲- دیر کردن.
درنگی
(~.)(حامص.)۱ - آهستگی.
۲- تأخیر.
درنگی
(~.) (ص.)
۱- کندرو، سست.
۲- پابر جا، استوار.
۳- به درازا کشیده.
درنگیدن
(دِ رَ دَ) (مص ل.) درنگ کردن.
دره
(دَ رِ یا رِّ) [ اوس. ] (اِ.) راه میان دو کوه.
دره
(دَ رَ) (اِ.) شکم، شکنبه.
دره
(دِ رَ) [ ع. دِرّه ] (اِ.) تازیانه، شلاق.
درهم
(دِ هَ) [ معر - یو. ] (اِ.)
۱- مسکوک نقره. ج. دراهم.
۲- واحد وزن، برابر با ۴۸ جو.
درو
(دِ رُ) (اِمص.) بریدن ساقههای گندم، برنج و مانند آن.
دروا
(دَ) (ص مر.) نک اندروا.
دروا کردن
(دَ. کَ دَ) (مص م.) برداشتن، به هوا بلند کردن.
درواخ
(دَ) (اِ.)
۱- استوار، محکم.
۲- سالم، تندرست.
دروازه
(دَ زِ) (اِمر.)
۱- در بزرگ، درب.
۲- جایی در دو سوی میدان فوتبال و برخی بازیهای دیگر که بازیکنان میکوشند توپ را در آن وارد کنند.
دروانه
(دَ نِ) (اِمر.) دریچهای که بر بام خانه درست کنند و از آن جا با نردبان روی بام روند.
درواژ
(دَ) (ق.) سرنگون، سرگشته.
دروب
(دُ) [ ع. ] جِ درب ؛ دروازهها.
درود
(دُ) [ په. ] (اِ.)
۱- دعا، ستایش.
۲- سلام، رحمت.
درود
(~.) (اِ.)
۱- چوب، تخته.
۲- درخت بریده شده.
درودن
(دُ دَ) (مص م.) درو کردن، بریدن گیاهان با داس.
درودگر
(~. گَ) (ص.) نجار.