ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
دریادار
(~.) (ص فا.) افسر نیروی دریایی که درجه او برابر با درجه سرتیپ است.
دریاسالار
(~.) (اِمر.) صاحب منصب نیروی دریایی که درجه او برابر با درجه سپهبد است.
دریافت
(دَ) (مص مر.)
۱- دریافتن، گرفتن چیزی.
۲- گرفتن پول، اخذ وجه.
دریانورد
(~. نَ وَ) (ص فا.)
۱- آن که با کشتی دریا را طی کند.
۲- ملاح.
دریاچه
(~. چِ) (اِمصغ.) دریای کوچکی که به اقیانوس راه ندارد.
دریاکش
(دَ کِ یا کَ) (ص فا.) = دریاکشنده: شراب خواری که دیر مست شود.
دریاکنار
(~. کِ) (اِمر.) ساحل دریا، لب دریا.
دریبل
(دِ) [ انگ. ] (اِمص.) = دریبلینگ: پیش بردن و عبور دادن توپ با ضربههای آهسته و در فاصلههای کوتاه با استفاده از مهارتهای ش خصی از مقابل بازیکن تیم مقابل.
دریدن
(دَ دَ) (مص م.)
۱- پاره کردن.
۲- شکافتن، چاک کردن.
دریده
(دَ دِ) (ص مف.)
۱- پاره شدن.
۲- (ص.) (عا.) بی شرم، پررو.
دریدگی
(دَ دِ)(حامص.)
۱- پاره شدگی، پارگی.
۲- (عا.) بی شرمی.
دریغ
(دِ یا دَ)(اِ.)۱ - افسوس، اسف.
۲- کلمهای که در حسرت و افسوس استعمال شود.
دریغ خوردن
(~. خُ دَ) (مص ل.) متأسف شدن، حسرت خوردن.
دریغ داشتن
(~. تَ) (مص م.) مضایقه کردن چیزی از کسی.
دریغا
(~.) (شب جم.) ای دریغا! ای افسوس.
دریل
(دِ رِ) [ انگ. ] (اِ.) مته برقی.
دریواس
(دَ) (اِمر.)
۱- چهارچوب درِ خانه.
۲- چهار طرف در خانه.
دریوزه
(دَ زِ) (اِ.)
۱- فقر، تهیدستی.
۲- گدایی.
دریوزگی
(دَ زِ) (حامص.)
۱- فقیری، بینوایی.
۲- گدایی.
دریوش
(دَ) (اِ.) گدا، درویش.