ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
دستی دستی
(~. دَ)(ق مر.)۱ - عبث، بیهوده.
۲- عامداً، قاصداً.
دستیابی
(دَ) (حامص.) دست یافتن، به دست آوردن.
دستیار
(~.) (اِمر.) معاون.
دستیاره
(~. رِ) (اِمر.) دستبند، دست برنجن.
دستینه
(دَ نِ) (اِمر.)
۱- دستبند.
۲- فرمان پادشاه.
۳- امضاء.
دسر
(دِ س) [ فر. ] (اِ.) آن چه که در پایان غذا میخورند مانند میوه، شیرینی، ژله یا لرزانک و غیره، پس غذا (فره).
دسم
(دَ س) [ ع. ] (ص.) چرب، پرروغن.
دسه
(دَ سَ یا س) (اِ.) = دسک: گلوله ریسمانی.
دسومت
(دُ مَ) [ ع. دسومه ]
۱- (مص ل.) چرب بودن.
۲- (اِمص.) چربناکی.
۳- (اِ.) چربی.
دسک
(دَ) (اِ.) = دشک. دسه: رشته و ریسمان تابیده.
دسکره
(دَ کَ رِ) [ معر. ] (اِ.)
۱- قریه.
۲- صومعه، دیر.
۳- خانههایی که در آنها اسباب عیش و طرب فراهم باشد. ج. دساکر.
دسی لیتر
(~.) [ فر. ] (اِ.) یک دهم لیتر.
دسی متر
(~. مِ) [ فر. ] (اِمر.) یک دهم متر.
دسی گرم
(دِ. گِ رَ) [ فر. ] (اِ.) یک دهم گرم.
دسیسه
(دَ س) [ ع. دسیسه ] (اِ.) حیله و مکر.
دسیسه بازی
(~.) [ ع - فا. ] (اِمر.) دست زدن به دسیسههای گوناگون برای دست یافتن به هدف.
دسین
(دَ) (اِ.) = دسینه: خُم شراب، سرکه و غیره.
دش
(دُ) [ په. ] پیشوندی که در آغاز برخی واژهها میآید و معنای بد و زشت میدهد. مانند: دشنام.
دشت
(~.) (اِ.)
۱- دستلاف.
۲- پیش مزد.
۳- (عا.) فروش اول هر کاسب. ؛ ~ کردن نخستین بار پول گرفتن، فروختن جنس اولین بار در هر روز. ؛ ~ کسی را کور کردن کنایه از: اولین بار فروش از او نسیه ...
دشت
(دَ) [ په. ] (اِ.) صحرا، زمین پهناور و ناهموار.