ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
دله دزد
(~. دُ)(ص مر.) دزد چیزهای بی - ارزش و کم بها.
دلهره
(دِ هُ رِ) (اِ.) (عا.) اضطراب، نگرانی.
دلو
(دَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- ظرف آبکشی، سطل.
۲- نام یازدهمین برج از برجهای دوازده گانه منطقه البروج که خورشید در حرکت ظاهری خود در بهمن ماه در این برج دیده میشود.
دلواپس
(دِ پَ) (ص مر.) (عا.)
۱- نگران، آشفته.
۲- چشم به راه.
دلپذیر
(~. پَ)(ص مف.)
۱- مطبوع، پسندیده.
۲- مسلّم، یقین.
دلک
(دَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) به دست مالیدن، مالش دادن.
۲- (اِمص.) مالش.
دلکش
(دِ. کَ)
۱- (ص فا.) دلپذیر، خوشایند.
۲- (اِ.) گوشهای در دستگاه ماهور.
دلکو
(دِ کُ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاه قطع و وصل جریان برق است در موتور اتومبیل که از دو قسمت ساخته شده: قسمتی مربوط به قطع و وصل جریان برق باتری و قسمت دیگر مربوط به تقسیم جریان برق قوی ...
دلگرم
(~. گَ) (ص مر.) امیدوار، متکی.
دلگرمی
(~. گَ)(حامص.) امیدواری، اعتماد.
دلگی
(دَ لِ) (حامص.) (عا.)
۱- دله بودن.
۲- چشم چرانی، حیزی.
دلیجان
(دِ) [ فر. ] (اِ.) کالسکه بزرگ برای حمل و نقل مسافر در قدیم.
دلیر
(دِ) (ص.)
۱- دلاور.
۲- بی باک، گستاخ.
دلیری
(~.)(حامص.)
۱- دلاوری، شجاعت.
۲- جرأت، جسارت.
دلیل
(دَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- مرشد، راهنما.
۲- راه، طریق.
۳- جهت، سبب.
۴- آن چه که برای اثبات امری به کار برند. ج. ادلاء ادله.
دم
(دَ) [ په. ] (اِ.)
۱- نفس، هوایی که با نفس کشیدن به داخل ریه فرستاده میشود.
۲- لحظه، هنگام.
۳- کنار و لبه چیزی.
۴- دهان.
۵- کنایه از: نخوت و تکبر.
۶- بانگ، خروش.
۷- بوی، عطر.
دم
(~.) [ ع. ] (اِ.) خون. ج. دماء.
دم
(دُ) [ په. ] (اِ.) = دنب: زایدهای است کم و بیش دراز که از تعدد مهرههای استخوان در دنبالچه به وجود آمدهاست. در جانوران چهارپا به شکل دستهای مو در پشت پاها آویزان است و در پرندگان به شکل ...
دم بخت
(دَ مِ بَ) (ص مر.) دختری که زمان شوهر کردنش فرا رسیده.
دم بر زدن
(~. بَ. زَ دَ) (مص ل.)
۱- نفس تازه کردن، آسودن.
۲- حرف زدن.