ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
دوالک باز
(~.) (ص.) حیله گر.
دوالی
(دَ) (ص.)
۱- (کن.) رام، اهلی.
۲- حیله گر، مکار.
۳- شعبده باز.
دوام
(دَ) [ ع. ] (اِمص.)
۱- پایداری، ثبات.
۲- استمرار، همیشگی.
دوان
(دَ) (ص فا.) دونده، در حال دویدن.
دواندن
(دَ دَ) (مص م.) دوانیدن.
دوانه
(دَ نِ) (ق.) شتابان، دوان.
دوانیدن
(دَ دَ) (مص م.)
۱- کسی یا جانوری را به دویدن واداشتن، اسب را به تاخت درآوردن.
۲- بیرون کردن.
دواهی
(دَ) [ ع. ] (اِ.)جِ داهیه.
۱- کارهای سخت، امور عظیم.
۲- بلاها.
دواوین
(دَ) [ معر. ] (اِ.) جِ دیوان.
دوایر
(دَ یِ) [ ع. دوائر ] (اِ.) جِ دایره.
دوبال
(دُ) [ قس. دوبل ] (اِ.) مکر، حیله.
دوبرجی
(دُ بُ) (ص مر.)
۱- کبوتری که در کبوترخان مقیم نماند.
۲- کنایه از: زن بلهوس، روسپی.
دوبل
(دُ بَ) (ص.) بی وفا.
دوبل
(دَ یا دُ بَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- خوک نر.
۲- خر کوچک اندام.
دوبل
[ فر. ] (ص.) دو برابر، مضاعف.
دوبلاژ
[ فر. ] (اِ.) برگرداندن مکالمه فیلم از زبانی به زبانی دیگر.
دوبله
(بْ لِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- فیلم ترجمه شده، دوبلاژ.
۲- توقف اتومبیلی به موازات اتومبیل دیگر.
۳- به شکل دو برابر.
دوبلور
(لُ) [ فر. ] (ص. اِ.) آن که در برگردان فیلم به زبان دیگر به جای هنرپیشه اصلی حرف میزند.
دوبلکس
(لِ) [ ازفر. ] (ص.)
۱- دارای اتاقهایی در دو طبقه با یک پلکان داخلی.
۲- دارای دو واحد جداگانه در یک دستگاه که هر یک میتواند جداگانه به کار افتد.
دوبنده
(دُ بَ دِ) (اِ.) لباس مخصوص کشتی به شکل شلوارکی متصل به بالاتنهای رکابی.