ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
دیفروغس
(غِ) [ معر - یو. ] (اِ.) جسمی که پس از ذوب مس و طلا و نقره در ته کوره یا بوته باقی ماند.
دیلاق
(دِ) [ تر. ] (عا.)
۱- قد بلند.
۲- مجازاً بی قابلیت.
دیلم
(دِ لَ) (اِ.)
۱- دربان، زندانبان.
۲- غلام.
۳- نام ناحیه و قومی در گیلان.
دیلم
(~.) (اِ.) میلهای آهنی برای سوراخ کردن دیوار یا حرکت دادن اجسام سنگین.
دیلماج
(دِ) [ تر. ] (ص.) مترجم.
دیم
(دِ) [ ع. دیمه ] (ص.) زراعتی که آن را آبیاری نکنند بلکه با آب باران سیراب شود.
دیمه
(مِ یا مَ) (اِ.) روشنی، ضیاء.
دیمه
(~.) (اِ.) کلیسا، معبد، بیعه.
دیمه
(~.) [ ع. دیمه ] (اِ.) بارانی است که همیشه میآید در آرامش، بی رعد و برق یا درنگ میکند پنج شش روز؛ ج. دیَم، دَیم.
دیمومت
(دِ یا دَ مَ) [ ع. دیمومه ]
۱- (مص ل.) همیشه بودن، خلود.
۲- (اِمص.) همیشگی، دوام.
دیمی
(دِ) [ ع - فا. ] (ص نسب.)
۱- غلهای که فقط با آب باران نمو کرده باشد.
۲- (عا.) بی مطالعه، الکی، خود بار آمده.
دین
(دَ یا دِ) [ ع. ] (اِ.) قرض، وام. ج. دیون.
دین
[ په. ] (اِ.)
۱- آیین، کیش.
۲- راه، روش.
۳- نام روز بیست وچهارم از هر ماه شمسی و نیز نام یکی از ایزدان زردشتی که نگهبان همین روز میباشد.
دین دار
(ص فا.)
۱- کسی که دارای دین و آیینی باشد، متدین.
۲- متدین به دین اسلام.
۳- متقی، با تقوی.
دین پژوه
(پَ)
۱- (ص فا.) پژوهنده دین، جوینده دین.
۲- (اِمر.) روز پانزدهم از هر ماه ملکی.
دینار
(اِ.)
۱- سکه طلا، مسکوک زر.
۲- واحد پول کنونی دولت عراق.
دیناری
(ص نسب.)
۱- پارچهای است ابریشمین.
۲- نوعی شراب لعلی.
دینام
[ فر. ] (اِ.) دستگاهی که نیروی مکانیکی را به نیروی الکتریکی تبدیل کند و بالعکس.
دینامیت
[ فر. ] (اِ.) مادهای قابل انفجار مرکب از نیتروگلیسرین و مادهای متخلخل که موجب انفجار میگردد.
دینامیک
[ فر. ] (اِ.)
۱- پر از نیرو، متحرک، پویا.
۲- بخشی از علم مکانیک که حرکات را مورد مطالعه قرار میدهد، مبحث حرکت اجسام.