ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
راهوار
(ص مر.) تندرو.
راهواره
(رِ) (اِمر.) سوغات سفر، ره آورد.
راهوی
(هُ) (اِ.) یکی از آهنگهای موسیقی قدیم.
راهگان
(ص مر.) رایگان.
راهگذار
(گُ) (ص فا.)
۱- عابر.
۲- مسافر.
راهی
(ص نسب.)۱ - مسافر، رونده.
۲- راه نشین.
۳- فرستاده.
راود
(وَ) (اِ.) سبزه زار، چراگاه.
راوق
(وُ) [ معر. ] (اِ.) نک راوَک.
راوچه
(وْ چِ)(اِ.) نوعی انگور، انگور پیش رس.
راوک
(وَ)
۱- (اِ.) ظرفی که در آن شراب را صاف کنند.
۲- (ص.) صاف، لطیف.
۳- شراب صاف و بی دُرد.
راوی
[ ع. ] (اِفا.) روایت کننده. ج. روات.
راویه
(یَ یا یِ) [ ع. راویه ] (اِ.)
۱- مشک بزرگی که در آن آب را حمل و نقل کنند.
۲- چارپایی که مشک آب را بر آن بار کنند.
راپرت
(پُ) [ فر. ] (اِ.) گزارش، سخن چینی.
راپرتچی
(~.) [ فر - تر. ] (اِفا.)
۱- گزارش گر.
۲- خبرچین، جاسوس.
راژ
(اِ.) توده غله پاک شده و از کاه برآمده.
راک
(اِ.) رشته سوزن، نخ.
راک
[ انگ. ] (اِ.) نوعی رقص پر جنب و جوش.
راک
(اِ.) کاسه چوبی، آبخوری.
راک
[ په. ] (اِ.) گوسفند جنگی، قوچ.
راکاره
(رِ) (ص.) زن بدکاره، روسپی.