ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

رسم الخط

(~ُ لْ خَ) [ ع. ] (مص مر.) طرز نوشتن کلمه یا کلمات.

رسماً

(رَ مَ نْ) [ ع. ] (ق مر.) به طور رسمی، برابر با اصول و مقررات پذیرفته شده، در عمل. مق اسماً.

رسمی

(رَ)
۱- (ص.) معمول، متداول.
۲- (ق.) خشک، به صورت جدی و برابر با مقررات. مق خودمانی، دوستانه.

رسمیت

(رَ یَّ) [ ع. ] (مص جع.) رسمی بودن.

رسن

(رَ سَ) [ ع. ] (اِ.) ریسمان، طناب.

رسوا

(رُ) (اِ.) بدنام، بی حُرمت.

رسوایی

(~.) (حامص.) بدنامی.

رسوب

(رُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) ته نشین شدن، ته نشینی.
۲- (اِ.)دُرد، ته نشست.

رسوخ

(رُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) ثابت و استوار شدن.
۲- (اِ.) نفوذ، رخنه.

رسول

(رَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- قاصد، پیک.
۲- سفیر.
۳- پیغامبر، نبی.

رسوم

(رُ) [ ع. ] (اِ.) جِ رسم ؛ آیین‌ها، عادات.

رسید

(رِ یا رَ)
۱- (مص مر.) رسیدن.
۲- (اِ.) نوشته‌ای که به موجب آن دریافت کننده پول یا شی ء، دریافت آن را تأیید می‌کند. ،قبض.

رسیدن

(رَ دَ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- آمدن، وارد شدن.
۲- پیوند، تلاقی.
۳- پخته شدنِ میوه.
۴- کامل شدن، بالغ شدن.
۵- مواظبت کردن.
۶- اثر کردن، تأثیر گذاشتن.

رسیده

(رَ دِ) (ص مف.)
۱- آمده، وارد.
۲- متصل، پیوسته.۳ - پخته، پخته شده.
۴- کامل و بالغ شده.

رسیدگی

(رَ دِ) (حامص.)
۱- پختگی و پخته شدن میوه.۲ - بلوغ.
۳- تحقیق و دقت در امری.

رسیل

(رَ) [ ع. ] (ص.)
۱- فرستاده شده.
۲- هم آواز.
۳- دمساز، موافق.

رش

(رَ) (اِ.) نک ریش.

رش

(~.) (اِ.) نوعی جامه ابریشمین گرانبها.

رش

(رَ) (اِ.)
۱- پشته، تپه.
۲- زمین پشته پشته.

رش

(~.) [ ع. ]
۱- (مص ل.) چکیدن آب و خون و اشک.
۲- باران اندک و ریزه باریدن.
۳- (اِ.) باران ریزه، باران اندک ؛ ج. رشاس.