ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
روانداز
(اَ) (اِ.) آنچه که به هنگام خواب به روی خود اندازند.
روانشناس
(~. ش) (ص فا.) عالم به علم روانشناسی.
روانشناسی
(~. ~.) (حامص.) دانش مطالعه و شناخت روان و مسایل مربوط به آن.
روانه
(~.) (ق.) زود، فوری.
روانه
(رَ نِ)
۱- (ص فا.) روان، راهی.
۲- (اِ.) ارسال.
روانی
(رَ) (ص.)
۱- مربوط و متعلق به روان.
۲- دستخوش بیماری روانی.
روایا
(رَ) [ ع. ] (اِ.) جِ راویه.
روایت
(رِ یَ) [ ع. روایه ]
۱- (مص م.) نقل کردن مطلب، خبر یا حدیث.
۲- نقلِ خبر و حدیث از پیغمبر یا امام.
۳- (اِ.) داستان.
روایح
(رَ یِ) [ ع. روائح ] جِ رایحه.
روایی
(رَ) (حامص.) رونق، رواج.
روباز
(ص مر.)
۱- بی حجاب.
۲- آن چه که بالای آن باز و گشاد باشد: کالسکه روباز.
روبالشی
(لِ) (اِمر.) پارچه دوخته شده مانند کیسه که بالش را در آن قرار میدهند.
روبان
[ فر. ] (اِ.) نوار.
روباه
[ په. ] (اِ.) جانوری است پستاندار و گوشت خوار با دُمی بزرگ و پُرمو به رنگ -های سیاه، زرد و یا سرخ.
روبل
(اِ.) واحد پول روسیه و بعضی از کشورهای مشترک المنافع.
روبنا
(بَ) (اِ.)
۱- آن بخش از ساختمان که بر روی زیربنا ساخته میشود.
۲- هر یک از نهادهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه، روساخت.
روبند
(بَ) (اِمر.) پارچهای که زنان به وسیله آن صورت خود را پوشانند.
روبیدن
(دَ) (مص م.) جاروب کردن.
روت کانال
[ انگ. ] (اِمص.) عصب کشی (دندانپزشکی).
روتختی
(تَ) (اِمر.) پارچهای که برای حفظ رختخواب از گرد وغبار روی تختخواب کشند.