ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
رودنواز
(نَ) (ص فا.) نوازنده.
روده
دراز (~. دِ) (ص مر.) (عا.) پرحرف، پرچانه.
روده
(دِ) (اِ.) لوله مانندی باریک و بلند از انتهای معده تا مقعد. ؛ یک ~ء راست نداشتن کنایه از: بسیار دروغگو بودن، هرگز یک کلمه راست نگفتن.
رودگر
(گَ) (ص.) زهتاب، سازنده تارهای ساز و زه کمان.
روز
[ په. ] (اِ. ق.) زمانی که از طلوع آفتاب آغاز و به غروب آفتاب ختم شود، نهار. مق شب، لیل.
روز سوختن
(تَ) (مص ل.) وقت گذرانیدن.
روز ماه
(اِمر.) حساب روز و ماه و سال.
روز پسین
(زِ پَ) (اِمر.) کنایه از: رستاخیز.
روزافزون
(اَ) (ص مر.) آن چه که هر روز افزایش یابد.
روزانه
(نِ) (ص مر.) مربوط به روز، وابسته به روز.
روزبان
(ص مر.)۱ - حاجب، دربان.
۲- چاوش.
۳- جلاد.
روزبه
(بِ) (ص مر.) خوشبخت.
روزخون
(اِمر.) یورش ناگهانی بر دشمن در روز، مقابل شبیخون.
روزشمار
(شُ) (اِمر.) گاهنامه، تقویم.
روزمره
(مَ رِّ) [ فا - ع. ] (ق مر.) روزانه، هر روزه.
روزن
(رَ زَ) [ په. ] (اِ.)
۱- منفذ، سوراخ.
۲- دریچه.
روزنامه
(مِ) [ په. ] (اِمر.)
۱- نشریهای که هر روز چاپ میشود و در آن اخبار و رویدادهای آن روز نوشته میشود.
۲- نامه اعمال.
۳- دفتر حساب بازرگان.
روزنامه نویس
(~. نِ) (حامص.) کسی که مقالات یا اخبار روزنامه را تهیه میکند.
روزه
(زِ) (اِ.) یکی از شعائر مذهبی است و آن خودداری از آشامیدن و خوردن سایر مبطلات مربوط به آن است از اذان صبح تا اذان مغرب.
روزه خوار
(~. خا) (ص فا.) آن که در ماه رمضان روزه نگیرد.