ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

ریس

(رِ) (اِ.) = ریش: شوربای غلیظی که بر بای شله پلو و کشک و امثال آن ریزند.

ریستن

(تَ) (مص ل.) گریه کردن.

ریستن

(~.) (مص ل.) ریدن.

ریسمان

(اِ.) رشته، طناب.

ریسه

(س) (اِمص.)
۱- تار، رشته.
۲- پشت سر هم قرار گرفتن.

ریسه

رفتن (~. رَ تَ) (مص ل.) (عا.) از حال رفتن به سبب خنده بسیار.

ریسه داران

(~.)(اِ.)گیاهانی که از سلول‌های ساده تشکیل شده فاقد ریشه و برگ و ساقه می‌باشند.

ریسه شدن

(~. شُ دَ) (مص ل.) (عا.) پشت سر هم قرار گرفتن.

ریسوگراف

(سُ گِ) [ انگ. ] (اِ.) نام تجاری دستگاه تکثیر معمولاً انبوه که از روی یک نسخه اصلی بر روی کاغذ مخصوص تهیه می‌شود.

ریسک

[ فر. ] (اِ.) خطر، احتمال خطر.

ریسی

(اِمر.) نوعی انگور.

ریسیدن

(دَ) (مص ل.) رشتن.

ریسیور

(وِ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاه تبدیل کننده فرکانس در مجموعه دریافت کننده تصاویر ماهواره‌ای.

ریش

[ په. ] (اِ.)
۱- موهای صورت مردان.
۲- موی بلندی که بر چانه و زیر چانه برخی جانوران می‌روید. ؛ ~ گرو گذاشتن (کن.) تعهد اخلاقی سپردن. ؛ ~ و قیچی را به دست کسی دادن ...

ریش

[ په. ] (اِ.) جراحت، زخم.

ریش بابا

(اِمر.) نوعی انگور با دانه‌های درشت و دراز.

ریش تراش

(تَ) (اِمر.) اسباب معمولاً برقی برای تراشیدن موی صورت.

ریش ریش

(ص مر.) پاره پاره، چاک چاک.

ریش سفید

(س) (ص مر.) مرد سالخورده دارای تجربه و آگاهی.

ریش و پشم

(شُ پَ) (اِمر.) موی معمولاً بلند و انبوه سر و صورت.