ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
ریلکس
(لَ) [ انگ. ] (ص.) آرام و بدون دغدغه.
ریم
(رِ) [ په. ] (اِ.) چرک، عفونت.
ریم آهن
(~. هَ) (اِمر.) آن چه که از آهن پس از ذوب در کوره باقی میماند یا به هنگام پتک زدن از آن فرو میریزد.
ریم آهنگ
(~. هَ) (اِمر.) آن چه که با آن چرک چیزی را پاک کنند.
ریمازه
(زِ) (اِ.) جامه.
ریمل
(مِ) [ فر. ] (اِ.) نام تجاری مادهای که با آن مژهها را آرایش میکنند.
ریمن
(مَ) (ص.) حیله گر.
ریمن
(مِ) (ص نسب.) چرک آلود.
ریمه
(مِ) (اِ.) چرک کنج چشم و میان مژگان.
ریمیا
[ معر. ] (اِ.) یکی از علوم خفیه و از علوم خمسه محتجبه قدما است ؛ علم شعبده.
رین
(رَ یا رِ) [ ع. ]
۱- (اِ.) چرک، ریم.
۲- زنگ.
۳- حجابی است بر دل که کشف آن جز به ایمان نبود و آن حجاب کفر و ضلالت است.
۳- (مص ل.) غالب شدن گناه بر دل.
رینگ
[ فر. ] (اِ.)
۱- میدان مسابقه مشت زنی که گرداگرد آن را طناب کشیدهاند.
۲- حلقه چدنی که پیستون را روی سیلندر نگه میدارد و از ورود گاز به داخل کارتل یا روغن به داخل محفظه سیلندر جلوگیری میکند.
۳- حلقه ...
ریه
(یِ) [ ع. رئه ] (اِ.) شُش.
ریو
[ هن د. ] (اِ.) مکر، حیله.
ریواس
(اِ.) گیاهی است با ساقه سفید و برگهای بزرگ و پهن، مزه ترش دارد و دارای مقدار زیادی ویتامین C میباشد.
ریواندر
(دِ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاهی برای عقب بردن نوار ویدئویی، برگردان. (فره).
ریونجو
(وَ) (اِ.) = رونجو. رونجه: موریانه. دیوک. ارضه.
ریوند
(وَ) (اِ.) نک ریواس.
ریوه
(وِ) (اِ.)
۱- پشته، گریوه.
۲- مکر، حیله.
ریوی
(یَ یّ) [ ع. ] (ص نسب.) منسوب به ریه.