ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

زاد

۱ - (ص مف.) مخفف زاده، زاییده شده: آدمی زاد، پری زاد.
۲- (اِ.) سن و سال، عمر.

زاد

(ص.) آزاد، آزاده.

زاد

[ ع. ] (اِ.) توشه، خوراک اندک.

زاد

را شدن (شُ دَ) (مص ل.) = زابرا شدن: ناگریز از ترک جای مألوف گردیدن.

زاد بر زاد

(بَ) (ق مر.) پشت بر پشت، نسل بر نسل.

زاد و بود

(دُ) (اِمر.) همه سرمایه.

زاد و رود

(~.) (اِمر.) فرزندان، نسل.

زاد و ولد

(~ُ وَ لَ) [ فا - ع. ] (اِمر.) فرزند، نسل.

زادبوم

(اِمر.) زادگاه، میهن.

زادخرد

(خُ) (ص مر.) کم سال.

زادخور

(خُ) (ص مف.) پیر، سالخورده.

زادخوست

(خُ) (ص مف.) سالخورده، فرتوت.

زادروز

(اِمر.) روز به دنیا آمدن.

زادن

(دَ) [ په. ] (مص ل.)
۱- تولد یافتن، فرزند به دنیا آوردن.
۲- پیدا شدن.
۳- فرزند آوردن.

زاده

(دِ) (ص مف.)
۱- تولد یافته.
۲- پیدا شده.

زادگاه

(اِمر.) محل تولد، وطن، میهن.

زار

[ په. ] (ص.)
۱- ناتوان، ضعیف.
۲- زبون، درمانده.

زار

(اِ.) گریه با سوز و گداز.

زار

[ په. ] (پس.) پسوند مکان که انبوهی و فراوانی را می‌رساند: برنج زار، بنفشه زار.

زار زار

(ق.) به حال زاری، به حالت خواری و زبونی.