ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
زامیاد
[ په. ] (اِ.)
۱- نام روز بیست و هشتم از هر ماه شمسی.
۲- در آیین زردشتی، ایزد موکل بر زمین.
زانو
[ په. ] (اِ.) مفصل بین ران و ساق پا.
زانو زدن
(زَ دَ) (مص ل.)
۱- نشستن روی زانو.
۲- کنایه از: تسلیم شدن.
زانی
[ ع. ] (اِفا.) زناکار. ج. زناه.
زانیه
(یِ) [ ع. زانیه ] (اِفا.) مؤنث زانی. زنی که به طریق حرام با مردی آمیزش کند.
زاهد
(هِ) [ ع. ] (ص.) پارسا، عابد، آن که دنیا و خوشیهای آن را برای آخرت ترک میگوید.
زاهر
(هِ) [ ع. ] (ص.) روشن و صاف، درخشان.
زاهری
(هِ) [ ع - فا. ] (ص نسب.) (اِمر.)
۱- گیاه خوشبو.
۲- بوی خوش.
زاهق
(هِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- رونده.
۲- نیست شونده.
۳- باطل، بیهوده.
زاهو
[ زائو ] (ص مر.) نک زائو.
زاهوخانه
(نِ) (اِمر.) زایشگاه.
زاو
(اِ.)
۱- شکاف، رخنه.
۲- دره کوه.
زاو
(ص.) قوی، نیرومند.
زاور
(~.) (اِ.) زهره، ناهید.
زاور
(~.) (اِ.) حیوان سواری و بارکش، راحله.
زاور
(~.) (اِ.) علتی است که آن را آب سیاه گویند.
زاور
(وَ) (ص فا.) = زواره: خادم، خدمتکار.
زاولانه
(ز وú نَ) (اِ.) بندی آهنی که با آن دست و پای گناهکاران یا چهارپایان را میبستند.
زاووش
(اِ.) سیاره مشتری، پنجمین سیاره منظومه شمسی.
زاووق
[ معر. ] (اِ.) جیوه.