ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

زاویه

(یِ) [ ع. زاویه ]
۱- (اِ.) کنج، گوشه.
۲- کرانه.
۳- خانه.
۴- خلوتخانه‌ای در خانقاه مخصوص عبادتِ زاهدان.
۵- در ریاضی شکلی که از تقاطع دو خط یا دو سطح پدید آید، گوشه باز (فره).
۶- گونیا.
۷- جامه و پلاس و باروبنه درویشان.

زاویه نشین

(~. نِ) [ ع - فا. ] (ص فا.) گوشه گیر، منزوی.

زاپاس

[ روس. ] (اِ.) ذخیره، یدکی.

زاک

(اِ.) نک زاج.

زاکون

(اِ.) قاعده، قانون، رسم.

زاکی

[ ع. ] (اِفا.)
۱- پاکیزه و نیکو.
۲- کسی که در رفاه و نعمت به سر برد.
۳- نمو کننده.

زاکیه

(یِ) [ ع. زاکیه ] (ص.) مؤنث زاکی، ج. زاکیات.

زاگاب

(اِمر.) مرکب سیاه.

زایا

(ص فا.) زاینده، آن که تولید می‌کند.

زایاندن

(دَ) (مص م.) یاری دادن به زائو به هنگام زادن.

زایجه

(یِ جِ) (اِ.)
۱- لوحه‌ای مربع یا گِرد که جای سیارات و بروج دوازده گانه روی آن نقش شده و از آن برای احکام نجومی یا بدست آوردن حکم طالع استفاده می‌کردند.
۲- شکلی است دارای ۱۲۳ خانه که از آن حالت ...

زاید

(یِ) [ ع. ] (ص.)
۱- اضافه.
۲- غیرلازم.
۳- فراوان.

زایدالوصف

(~ُ لْ وَ) [ ع. ] (ص مر.) بیش از حد بیان، وصف ناشدنی.

زایده

(یِ دِ) [ ع. ] (اِفا.) مؤنث زاید.

زایر

(یِ) [ ع. زائر ] (اِفا.) زیارت کننده. ج. زوّار.

زایش

(یِ) (اِمص.) عمل زاییدن.

زایشگاه

(یِ) (اِمر.) بخش مخصوص زایمان در بیمارستان.

زایل

(یِ) [ ع. زائل ] (اِفا.) زوال یابنده.

زایمان

(اِمص.) زاییدن.

زایچه

(چَ) (اِ.) ورقه‌ای که هنگام تولد کودک نوشته شود و اداره آمار طبق آن شناسنامه صادر می‌کند.