ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

زمانه

(زَ نَ) [ ع. زمانه ] (اِ.)
۱- آفت.
۲- نقص بعض اعضا.
۳- تعطیل قوی.
۴- حب، محبت.

زمترا

(زَ مَ) (اِ.) تمسخر.

زمخت

(زُ مُ) (ص.) (عا.)
۱- گس، هر چه که طعمی گس داشته باشد.
۲- درشت، ناهنجار.
۳- بخیل.

زمر

(زَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) نای زدن.
۲- (اِ.) صورت ؛ ج. زمور.

زمردین

(زُ مُ رُّ) [ معر - فا. ] (ص نسب.)منسوب به زمرد، زمردی، ساخته شده از زمرد.

زمره

(زُ رِ) [ ع. زمزمه ] (اِ.) گروه، جماعت.

زمرّد

(زُ مُ رُّ) [ معر - یو. ] (اِ.) یکی از سنگ‌های قیمتی به رنگ سبز که در جواهرسازی به کار می‌رود.

زمزمه

(زَ زَ مِ) [ ع. زمزمه ] = زمزم:
۱- (مص ل.) ترنم کردن.
۲- (اِ.) نغمه.
۳- دعایی که زردشتیان آهسته و زیر لب خوانند.
۴- هر آوازی که به آهستگی خوانده شود.

زمستان

(زَ یا زِ مِ) [ په. ] (اِمر.) چهارمین فصل از فصل‌های سال.

زمستان خواب

(~. خا) (ص.) ویژگی جانورانی که در طول زمستان به خواب زمستانی می‌روند.

زمن

(زَ مِ) [ ع. ] (ص.) زمین گیر، بر جای مانده.

زمن

(زَ مَ) [ ع. ] (اِ.) وقت، هنگام. ج. ازمان، ازمن.

زمهریر

(زَ هَ) (اِمر.)
۱- سرمای بسیار سخت.
۲- جای بسیار سرد.

زمیر

(زَ) [ ع. ] (ص.) کوتاه قد.

زمین

(زَ) [ په. ] (اِ.)۱ - سومین سیاره از سیارات منظومه شمسی به نسبت دوری از خورشید.
۲- مساحتی از خاک که در آن کشت و زرع می‌کنند.
۳- خاک. ؛ ~ و زمان کنایه از: همه جا و همه ...

زمین خوار

(~. خا) (اِ.) کسی که زمین‌های بایر و بی صاحب را از راه‌های نامشروع تصرف می‌کند و به دیگران می‌فروشد.

زمین خیز

(~.) (ص.)۱ - عجیب، شگفتی آور.
۲- محصول کشاورزی.

زمین دار

(~.) (ص فا.)
۱- مالک.
۲- مرزبان.

زمین دوز

(~.)
۱- (اِ.) نوعی خیمه.
۲- (ص مر.) محکم، استوار.

زمین شناسی

(~. ش)
۱- (حامص.) مطالعه زمین و دگرگونی‌های آن.
۲- (اِ.) علمی که موضوع آن زمین و دگرگونی‌های مربوط به آن است.