ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

زمین لرزه

(~. لَ زِ) (اِمر.) زلزله.

زمین گیر

(~.) (ص فا.) درمانده، ناتوان.

زمینه

(زَ نِ) (اِ.)
۱- سطح هر چیز.
۲- متن هر چیزی مانند پرده نقاشی.
۳- موضوع، سوژه.
۴- طرح، نقشه.
۵- موقعیت، وضعیت.

زن

(زَ) [ په. ]
۱- انسان ماده.
۲- همسر.

زن بابا

(زَ) (اِمر.) نامادری.

زن بر

(زَ بَ) (ص.) دلال محبت، پاانداز.

زن به مزد

(زَ. بِ. مُ) (ص مر.) دیوث، قواد.

زن به مزدی

(~.)(حامص.) جاکشی، قوادی.

زن جلب

(زَ جَ لَ) [ فا - ع. ] (اِ. ص.) ویژگی مردی که زنش بدکاره‌است.

زن ذلیل

(زَ. ذَ) [ ع - فا. ] (عا.) ویژگی آن که از زنش می‌ترسد و مطیع و فرمان بردار مطلق اوست.

زن سالاری

(~.) (اِمر.) نظام اجتماعی که در آن قدرت در دست زنان است.

زن قحبه

(~. قَ بَ یا بِ) [ ع - فا. ] (ص مر.)
۱- آن که زن وی روسپی باشد.
۲- دشنامی است مردان را، زن جلب.

زن کردن

(زَ. کَ دَ) (مص م.) ازدواج کردن.

زناء

(زِ) [ ع. ] (مص ل.) آمیزش نامشروع مرد و زن.

زنابیر

(زَ) [ ع. ] (اِ.) جِ زنبور.

زناج

(زُ نّ) (اِ.) جگرآکند.

زنادیق

(زَ) [ ع. ] (اِ.) جِ زندیق.

زنار

(زُ نّ) [ یو. ] (اِ.)
۱- رشته‌ای که مسیحیان به وسیله آن صلیب را به گردن آویزند.
۲- کُستی ؛ شالی که زردشتیان به کمر بندند.

زنار بستن

(~. بَ تَ) [ یو - فا. ] (مص ل.) کنایه از: کافر شدن.

زناشویی

(زَ) (حامص.) ازدواج، برقراری رابطه زن و شوهری.