ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
زواه
(زِ) (اِ.) غذایی که برای زندانیان و اسیران درست کنند.
زوایا
(زَ) [ ع. ] (اِ.) جِ زاویه ؛ گوشهها.
زواید
(زَ یِ) [ ع. زوائد ] (اِ.) جِ زایده.
زوبع
(زُ بَ) [ ع. ] (اِ.) شیطان، ابلیس.
زوبین
(اِ.) نیزه کوچک.
زوج
(زُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- شوهر.
۲- عددی که بر ۲ بخش پذیر باشد.
زوجات
(زَ یا زُ) [ ع. ] (اِ.) جِ زوجه ؛ همسران.
زوجه
(زُ جِ) [ ع. زوجه ] (اِ.) همسر.
زوجین
(زُ جِ) [ ع. ] (اِ.) تثنیه زوج، زن و شوهر.
زود
[ په. ] (ق.) تند، سریع.
زودازود
(ق مر.) شتابان، با عجله.
زودانداز
(اَ) (اِ. ص.) شعر یا سخنی که به بدیهه و بی تأمل گفته شود.
زودباور
(وَ) (ص مر.) ساده لوح.
زودخیز
(ص فا.) کنایه از: خدمتگزار.
زودرس
(رَ یا رِ) (ص فا.) آن چه که پیش از موقع مقرر به دست آید.
زودرنج
(رَ) (ص مر.) آن که زود متأثر و رنجیده خاطر شود، نازک دل، حساس.
زودگذر
(گُ ذَ) (ص فا.) آن چه که به سرعت محو شود.
زودیاب
(ص فا.) تیزهوش.
زور
(زَ وَ) (ص. ق.) فوق، زبر.
زور
(زَ یا زُ) (اِ.) (زردشتی) آبی است که به دست یکی از موبدان، پاک و مقدس شده، خوردنی مایع و آبکی ؛ مق. میزد.