ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

زوفا

[ ع. ] (اِ.) گیاهی است پایا از تیره نعناعیان که به حالت خودرو می‌روید. ریشه اش ض خیم و منشعب و ساقه‌هایش نسبتاً چوبی و برگ‌هایش کوچک و متقابل و نوک تیز و بسیار معطر می‌باشد. گل‌هایش زیبا و ...

زولبیا

(اِ.) نوعی شیرینی است که برای تهیه آن نشاسته و ماست را مخلوط کنند و سپس در شربت، شکر، آب و گلاب قرار می‌دهند.

زوم

[ انگ. ] (اِ.) نوعی عدسی با فاصله کانونی متغیر. ؛~ کردن الف - تغییر دادن فاصله کانونی عدسی زوم برای تطبیق با موضوع مورد نظر عکاس یا فیلمبردار. ب - (مجازاً) خیره شدن، با توجه نگاه کردن ...

زون

(اِ.) بهره، قسمت.

زونا

(زُ) (اِ.) بیماری پوستی که عامل ویروس آبله مرغان است که به صورت تاول‌ها یا دانه‌هایی در امتداد یک عصب پوستی پدیدار می‌شود و با درد زیادی همراه است.

زونکن

(زُ کَ) [ آلما. ] (اِ.) نام تجاری وسیله‌ای معمولاً مقوایی و ضخیم با میله‌هایی فنردار، مخصوص نگه داری سندها و اوراق اداری برای پیشگیری از پراکنده شدن آن‌ها، پَروَندن (فره).

زویج

(زَ) (اِ.) = زویش: نوعی خوراک که از قطعات روده گاو یا گوسفند آکنده از پیه و گوشت تهیه کنند.

زپرتی

(زِ پِ) (ص.) (عا.) سست، ناتوان، بی دوام.

زک

(زَ) (اِ.) سخنی که از روی خشم در زیر لب گویند.

زکاب

(زَ) (اِمر.) مرکب سیاه که با آن چیز نویسند.

زکات

(زَ) [ ع. زکاه ] (اِ.)
۱- خلاصه چیزی.
۲- بخشی از مال که به مستمند و درویش دهند.

زکاره

(زَ رِ) (ص.) خیره سر.

زکال

(زُ) (اِ.) زُگال ؛ ذغال.

زکام

(زُ) [ ع. ] (اِ.) بیماری واگیردار که در اثر سرماخوردگی بوجود می‌آید که با آب ریزش و گرفتگی بینی همراه است.

زکان

(زَ) (ص فا.) کسی که از روی خشم یا دلتنگی با خود حرف بزند.

زکند

(زُ کَ) (اِ.) کاسه سفالین.

زکوه

(زَ کا) [ ع. ] (اِ.) نک زکات.

زکی

(زَ) [ ع. ] (ص.)
۱- پاک، پاکیزه.
۲- پارسا. ج. ازکیاء.

زکی

(زِ کّ) (شب جم.) (عا.) هنگام اعتراض همراه با انکار و تعجب به کار می‌رود، دِکی.

زکیدن

(زَ دَ)(مص ل.) از روی خشم و دلتنگی با خود حرف زدن.