ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
سازگار
(زْ) (ص فا.)
۱- سازش کننده.
۲- موافق.
۳- همآهنگ.
۴- گوارا.
۵- سزاوار.
۶- قانع، خرسند.
سازگاری
(~.) (حامص.)
۱- سازش.
۲- توافق.
۳- هماهنگی.
۴- قناعت.
سازگر
(گَ) (ص فا.) نک سازگار.
ساس
(اِ.) حشرهای از راسته نیم بالان، بزرگتر از کک که لای درز تشک و متکا و شکاف اشیاء چوبی مخفی میشود و شب خارج شده و به انسان نیش میزند.
ساسات
[ روس. ] (اِ.) دریچه کوچکی است در دستگاه کاربوراتور در جلوی لوله هوا. معمولاً ه نگام روشن کردن ماشین اگر بنزین موجود در کاربوراتور تبخیر شده باشد ساسات را میکشند و بعداً موتور را روشن میکنند.
ساسان
[ ع. ] (ص فا.) گدایی کننده، گدا.
ساستا
[ اوس. ] (اِ.)
۱- بی رحم، ظالم.
۲- اهریمن.
ساسون
[ روس. ] (اِمر.) نوعی دوخت درز و چین در لباس زنانه.
ساسی
(اِ.) گدا. ج. ساسیان.
ساطع
(طِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- تابان.
۲- برافراشته.
۳- آشکار.
۴- پراکنده.
ساطور
[ ع. ] (اِ.) ابزاری آهنی و پهن و دسته - دار شبیه کارد.
ساعت
(عَ) [ ع. ساعه ] (اِ.)
۱- واحدی برای زمان برابر با یک بیست و چهارم شبانه روز.
۲- هنگام، زمان.
۳- زمان اندک.
۴- رستاخیز، روز قیامت.
ساعد
(عِ) [ ع. ]
۱- (اِ.) از آرنج تا مچ دست.
۲- (اِفا.) یاری دهنده.
ساعده
(عِ دَ یا دِ) [ ع. ساعده ] (اِ.)
۱- شیر بیشه.
۲- بازوی چرخ چاه.
۳- مجرای آب به سوی نهر یا دریا؛ سواعد.
ساعی
[ ع. ] (اِفا.)
۱- کوشا، سعی کننده.
۲- شتابنده.
۳- سخن چین.
ساغر
(غَ) (اِ.) پیاله شرابخواری، جام.
ساغرکش
(~. کِ) (ص فا.) شرابخوار.
ساغرکشی
(~. کِ) (حامص.) میخوارگی.
ساغرگیر
(غَ) (ص فا.) باده خوار.
ساغری
(~.) [ تر. ] (اِ.)
۱- پوست دباغی شده اسب یا خر.
۲- پوست کفل اسب یا خر.
۳- نوعی کفش که طُلاُب پوشند.