ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
سال شمار
(شُ) (اِ.) تقویم.
سال گردش
(گَ دِ) (اِمص.) گردش سال، تحویل سال.
سال گرفتن
(گِ رِ تَ) (مص م.) مراسم سالگرد شخص مرده را برگزار کردن.
سال گره
(گِ رِ) (اِمر.) روز شروع سال نو از عمر کسی، جشن تولد.
سالاد
[ فر. ] (اِ.) مخلوطی از سبزیهای پخته یا خام یا محصولات گوشتی که با سس مخصوص خورده میشود.
سالار
[ په. ] (اِمر.) سردار، سپهسالار.
سالار
(ص مر.)
۱- سالخورده.
۲- کهن.
سالاری
(حامص.)
۱- مهتری، ریاست، پادشاهی.
۲- پیری، سالخوردگی.
سالانه
(نِ) (ص.)
۱- آن چه که یک بار در سال صورت گیرد.
۲- سالیانه.
سالب
(لِ) [ ع. ] (اِفا.)۱ - سلب کننده.
۲- رباینده.
۳- برهنه کننده. ج. سلاب.
سالج
(لِ) (اِ.) بیدمشک.
سالخداه
(خُ) (ص مر.) = سال خدا:
۱- دارای شرف.
۲- نیکبخت.
سالخرد
(خُ) (ص مر.) کم سال، کم سن.
سالخورد
(ص مف.) سالخورده.
سالخورده
(دِ) (ص مف.)
۱- پیر، کهنسال.
۲- کهنه، قدیمی.
سالخوردگی
(دَ یا د) (حامص.)
۱- پیری.
۲- فرسودگی.
سالدات
[ روس. ] (اِ.) سرباز.
سالف
(لِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- گذشته، پیشین.
۲- پیش رفته.
سالم
(لِ) [ ع. ] (ص.)۱ - بی عیب.
۲- تندرست.
سالمند
(مَ) (ص مر.) پیر، سالخورده.