ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

سانیده

(نْ یَ دِ)(اِفا.)آن که چیزی را می‌ساید و نرم می‌کند.

ساهر

(هِ) [ ع. ] (اِفا.) بیدار.

ساهره

(هِ رَ) [ ع. ساهره ] (اِفا.)
۱- چشمه روان.
۲- دشت خوفناک، دوزخ.

ساهی

[ ع. ] (اِفا.)
۱- غافل.
۲- فراموشکار.

ساو

(ص.) خالص، ناب، بدون آمیختگی.

ساو

(اِ.) خراج، باج.

ساو

(اِ.) براده زر، ریزه زر.

ساوآهن

(هَ) (اِمر.) ریزه آهن.

ساوری

(وَ) [ تر - مغ. ] (اِ.) باج و خراج.

ساوه

(وَ) (اِ.) براده طلا.

ساویدن

(دَ) (مص م.) نک ساییدن.

ساویده

(دَ) (اِ مف.) ساییده.

ساویز

(ص.) نیکخوی.

ساویس

(وِ) (اِ.)
۱- پنبه زده شده که لای جامه بگذارند.
۲- هر چیز گرانبها.

ساپورت

(پُ) [ انگ. ]
۱- (اِمص.) پشتیبانی، حمایت.
۲- (اِ.)نوعی جوراب محکم و بلند.

ساچمه

(مَ یا مِ) [ تر. ] = صاچمه: (اِ.) گلوله‌ای ریز سربی مخصوص تفنگ‌های شکاری.

ساچوق

[ تر. ] (اِ.)حقوق و عوارض مخصوص پذیرایی.

ساچی

(ص.) سفید.

ساک

[ فر. ] (اِ.) چمدان، جامه دان.

ساکارز

(رُ) [ فر. ] (اِ.) ماده‌ای که از نیشکر تهیه شود و از نظر شیمایی شبیه چغندر است، قند نیشکر.