ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
سدر
(س دْ) [ ع. ] (اِ.) درختی است گرمسیری و بسیار تناور. میگویند تا سه هزار سال عمر میکند. میوه اش کوچک وخوردنی و به اندازه سنجد است. برگ آن را پس از خشک کردن میسایند و در حمام ...
سدره
(س رَ یا رِ) [ ع. سدره ] (اِ.) یک درخت سدر.
سدره
(سُ رِ یا رَ) (اِ.) پیراهن سفید بی آستین که زردشتیان زیر لباس پوشند.
سدره نشین
(~. نِ) [ ع - فا. ] (ص فا.) کنایه از: فرشته مقرب.
سده
(سَ دَ یا دِ) (اِمر.)
۱- یک صد سال، قرن.۲ - نام جشنی منسوب به هوشنگ، دومین پادشاه پیشدادی که آن را در روز دهم از ماه بهمن برگزار میکنند.
سده
(سُ دَّ) [ ع. سده ] (اِ.)
۱- آن چه که بر آن نشینند مانند منبر.
۲- در خانه، پیشگاه.
۳- رواق خانه.
سدکیس
(سَ) (اِ.) قوس و قزح.
سدید
(سَ) [ ع. ] (ص.)
۱- محکم، استوار.
۲- راست و درست.
سدیم
(سُ یُ) [ فر. ] (اِ.) فلزی است نقرهای، دارای جلای فلزی ولی در مجاورت اکسیژن خیلی زود کدر میگردد و آن چنان نرم است که با چاقو به آسانی بریده میشود و از آب سبک تراست.
سذاب
(سَ) (اِ.)سداب ؛ گیاهیست بدبو و تلخ.
سر
به راه (~. بِ) (ص مر.)مطیع، فرمانبردار.
سر
خوردن (سُ. دَ) (مص ل.) لیز خوردن.
سر
برتافتن (~. بَ تَ) (مص ل.) سرپیچی کردن.
سر
(~.) (اِ.) شرابی که از برنج سازند.
سر
(سَ رْ) [ په. ] (اِ.)
۱- از اعضای بدن شامل گردن به بالا.
۲- رییس، مهتر.
۳- فکر، اندیشه.
۴- زور، قوت.
۵- پسوندی است که در موارد ذیل استعمال شود. الف: پسوند زمان: پیرانه سر. ب:پسوند مکان: رامسر. ؛~ و دستار نمودن ...
سر
و کار (سَ رُ) (اِمر.)
۱- کار.
۲- معامله.
سر
(~.) (اِ.) نوعی ماهی.
سر
(~.) (ص.) سرخ، سرخ رنگ.
سر
(سُ) (اِ.) کفشی که از ریسمان بافند؛ موزه.
سر
(س رُ) [ ع. ] (اِ.) راز.