ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

سر باز زدن

(سَ. زَ دَ) (مص ل.) نافرمانی کردن، تمرد، سرکشی، طغیان.

سر باز نهادن

(~. نَ دَ) (مص ل.) استراحت کردن.

سر بر خط نهادن

(~. بَ. خَ. نَ دَ) [ فا - ع. ] (مص ل.) فرمانبردار شدن، مطیع شدن.

سر بر زدن

(~. بَ زَ دَ)(مص ل.)
۱- روییدن.
۲- آشکار شدن.
۳- طلوع کردن.

سر بر کردن

(~. بَ کَ دَ) (مص ل.) سربلند کردن، سر درآوردن.

سر برداشتن

(~. بَ تَ)(مص ل.) قیام کردن، شورش کردن.

سر بردن

(~. بُ دَ) (مص ل.) مجازاً، تند رفتن.

سر به

زیر (~. بِ) (ص مر.) کنایه از: محجوب، فروتن.

سر به

هوا (~. بِ هَ) [ فا - ع. ] (ص مر.) بی توجه، بازی گوش، بی دقت.

سر به نیست

(~. بِ) (ص مر.) (عا.) نابود، معدوم.

سر حلقه

(~. حَ قِ) [ فا - ع. ] (اِ. ص.) سر - دسته، سرپرست و بزرگتر یک دسته از مردم.

سر خود گرفتن

(سَ رِ خُ. گِ رِ تَ) (مص ل.) پیِ کار خود رفتن.

سر خوردن

(~. دَ) (مص ل.) (عا.) دلزده شدن، ناامید شدن.

سر درآوردن

(~. دَ وَ یا وُ دَ) (مص ل.) (عا.) پی بردن، باخبر شدن.

سر دواندن

(سَ. دَ دَ) (مص م.) (عا.) کسی را با وعده‌های دروغ سرگردان کردن.

سر زدن

(~. زَ دَ) (مص ل.)
۱- روییدن گیاه از خاک.
۲- طلوع کردن آفتاب.
۳- به احوالپرسی کسی رفتن.
۴- وارسی کردن.

سر شدن

(سَ. شُ دَ) (مص ل.)
۱- برتری یافتن.
۲- تمام شدن، پایان یافتن.

سر و سامان

(سَ رُ) (اِمر.)
۱- آراستگی، نظم و ترتیب.
۲- اسباب و لوازم زندگی.

سر و سر داشتن

(سَ رُ سِ رّ. تَ) [ فا - ع. ] (مص ل.) رابطه داشتن، رابطه پنهانی داشتن.

سر و مر

(سُ رُ مُ) (ص مر.) (عا.) سالم، تندرست.