ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
سنبله
(سُ بُ لَ یا لِ) [ ع. سنبله ] (اِ.)
۱- یک خوشه.
۲- از صورتهای فلکی جنوبی و ششمین برج از بروج دوازده گانه که خورشید شهریور ماه در آن دیده میشود.
سنبه
(سُ بَ یا بِ) (اِ.) = سمبه: میلهای فلزی برای پر کردن تفنگهای سر پر یا تمیز کردن لوله تفنگها. ؛ ~ را پر زور دیدن مخاطب یا طرف معامله را مصالحه ناپذیر یافتن، خود را با شخص محکم ...
سنبوت
(سَ) (اِ.) هیکل، نمود، نمودار.
سنبوسه
(سَ سَ یا س) (اِ.)
۱- هر چیز سه گوش.
۲- لچک زنانه.
۳- نوعی خوراک که خمیر آرد گندم را نازک و سه گوش میبرند و در آن قیمه گوشت و لپه میپیچند و طبخ میکنند.
سنبک
(سُ بُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- کنار سم ستور.
۲- اول هر چیز.
۳- زمین صعب و کم فایده ؛ ج. سنابک.
سنبیدن
(سُ دَ) (مص م.) = سنبانیدن:
۱- سوراخ کردن.
۲- کاویدن.
سنت
(سُ نَّ) [ ع. سنه ] (اِ.)
۱- راه، روش، سیرت.
۲- آن چه که پیامبر و صحابه به آن عمل کرده باشند.
سنت کردن
(سُ نَّ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) ختنه کردن.
سنتز
(سَ تِ) [ فر. ] (اِمص.)
۱- ترکیب عنصرها یا جسمهای ساده با یکدیگر.
۲- آن چه از تقابل مؤثر آنتی تز بر تز حاصل میشود، هم نهاد، هم نهاده (شیمی).
سنتو
(س نْ تُ) [ انگ. ] (اِ.) سازمان پیمان مرکزی. اعضای این پیمان - ایران، انگلستان، پاکستان و ترکیه - بودهاند که در ۲۱ اوت ۱۹۵۹ جانشین پیمان بغداد شد. امریکا بر این پیمان نظارت ...
سنتور
(سَ) (اِ.) از سازهای ایرانی به شکل ذوزنقه که دارای سیمهای بسیاری است و به وسیله دو مضراب چوبی نواخته میشود.
سنتی
(سُ نَّ) [ ع - فا. ] (ص.)
۱- ویژگی آن چه که ریشه در آداب و رسوم قدیم دارد یا از قدیم رایج بودهاست.
۲- سنت گرا، پیرو سنت.
سنج
(سَ) (اِ.) وزن، کیل.
سنج
(س یا سَ) (اِ.) یکی از آلات موسیقی و آن دو صفحه مدور فلزی است که با دست به هم کوفته میشود.
سنجاب
(سَ) (اِ.) پستانداری است از راسته جوندگان کمی کوچک تر از گربه با دُمی دراز و پر مو.
سنجاق
(سَ یا سُ) [ تر. ] (اِ.)
۱- درفش، رایت.
۲- یکی از تقسیمات ایالت در دولت عثمانی.
سنجاق
(سَ نْ) [ تر. سنجق ] (اِ.) سیخکی فلزی مانند سوزن که در ته آن دگمه کوچکی تعبیه شده برای وصل دو شیئی مثل پارچه به هم.
سنجاق قفلی
(سَ نْ. قُ) [ تر. ] (اِمر.) قطعهای مفتول خمیده و نوک تیز که به یک سر آن قلابی وصل شده و سر دیگر در داخل آن بسته میشود و برای وصل کردن یا بستن چیزی به چیز دیگر به ...
سنجاقک
(سَ قَ) [ تر - فا. ] (اِ.) حشرهای است از راسته برگ بالان که دارای چهار بال نازک طویل میباشد. نوزادش پس از خروج از تخم ابتدا آبزی است و پس از تبدیل شدن به جانور کامل از آب ...
سنجد
(سِ جِ) (اِ.)درختی است کوتاه و پر - خار، برگهایش شبیه برگ بید و گلهایش خوشهای سفید یا زرد، میوه اش کمی بزرگتر از فندق با پوسته قرمز رنگ و نازک و آردش نسبتاً شیرین است. بل، ضرع الکلیه، زقوم، ...