ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
سه خوان
(~. خا) (ص فا.) قایل به تثلیت، مسیحی.
سه خواهران
(~. خا هَ) سه ستاره از بنات النعش...
سه دختر
(~. دُ تَ) نک سه خواهران.
سه روح
(س) [ فا - ع. ] (اِمر.) موالید ثلاثه: جماد، نبات و حیوان.
سه شاخ
(س) (اِمر.) موالید ثلاثه: جماد، نبات و حیوان.
سه طلاق گفتن
(~. طَ. گُ تَ) [ فا - ع. ] (اِمر.) زن را سه بار طلاق دادن که رجوع به او جز با محلل جایز نیست.
سه فرزند
(~. فَ زَ) (اِمر.) موالید ثلاثه: جماد، نبات و حیوان.
سه لایی
(س لُ) (ص نسب.) منسوب به سه لا؛ دارای سه لا. ؛ تخته ~: تختهای مرکب از سه لای رویین، زیرین و میانین که جمعاً یک تخته نسبتاً نازک را تشکیل دهند و معمولاً در ساختن ...
سه موالید
(س مَ) [ فا - ع. ] (اِ.) موالید ثلاثه: جماد، نبات و حیوان.
سه پایه
(~. یِ یا یَ) (ص مر.)
۱- آن چه که دارای سه عدد پایه باشد: میز سه پایه.
۲- آلتی فلزی مرکب از سه عدد پایه متصل به دایرهای فوقانی که دیگ را بر آن گذارند و در زیر آن هیزم ...
سه پرک
(~. پَ رَ) (اِمر.) = سه پره: خطی چند که قماربازان به جهت قماربازی بر زمین کشند.
سه پری
(~. پَ) (اِ. ص.)
۱- تیری که سه پر مرغ داشته باشد.
۲- مجازاً: تیزرو.
سه پلشت
(~. پِ لِ) (اِمر.)
۱- حالتی در قاب بازی که گودی همه قابها به سوی بالا باشد.
۲- (کن.) وضع بسیار ناخوشایند.
سه چرخه
(~. چَ خِ) (اِمر.) وسیله نقلیه بچه گانه با دو چرخ در عقب و یک چرخ فرمان در جلو که با پا زدن به حرکت درمی آید.
سه گان
(~.) (ق مر.) سه بار، سه مرتبه، سه دفعه.
سه گاه
(~.) (اِمر.) یکی از هفت دستگاه موسیقی ایرانی که حزن آور است و از فراق و جور معشوق میگوید.
سه گوهر
(~. گَ هَ) (اِمر.) کنایه از: موالید ثلاثه: جماد، نبات و حیوان.
سها
(سُ) [ ع. ] (اِ.) ستارهای کوچک و کم نور در صورت فلکی دب اکبر در انتهای ملاقه پهلوی عناق.
سهام
(س) [ ع. ] (اِ.) جِ سهم ؛ تیرها.
سهام
(~.) [ ع. ] (اِ.) جِ سهم.
۱- نصیبها.
۲- برگههایی مبنی بر شریک بودن در سرمایه کارخانه یا شرکت.