ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

سهر

(سَ هَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) بیدار ماندن شب.
۲- (اِمص.) بیداری.

سهر

(سُ یا س)
۱- (ص.) سرخ.
۲- (اِ.) گاو، گاو سرخ رنگ.

سهره

(س رَ یا رِ) (اِ.) سیره، پرنده‌ای است کوچک و خوش آواز شبیه بلبل با پرهای زرد و سبز.

سهستن

(سَ هِ تَ) [ په. ] (مص ل.)
۱- نمایان شدن، ظاهرشدن.
۲- نگریستن.
۳- ترسیدن، رمیدن.

سهل

(سَ) [ ع. ] (ص.)
۱- آسان.
۲- نرم، زمین ِ نرم. ؛ ~العبور راهی که به آسانی از آن بتوان گذشت، آسان رو (فره). ؛ ~العلاج مرضی که به آسانی بتوان آن را مداوا کرد، آسان چاره (فره). ...

سهل انگار

(سَ اِ) [ ع - فا. ] (ص فا.) آن که همه چیز را آسان انگارد.

سهم

(سَ) [ په. ] (اِ.) ترس، هراس، هول.

سهم

(~.) [ ع. ] (اِ.)
۱- تیر؛ ج. سهام.
۲- بهره، نصیب. ؛ ~الارث سهم هر یک از ورثه از ارثیه.

سهم زد

(~. زَ) (ص مف.) بیمناک.

سهمناک

(~.) (ص مر.) نک سهمگین.

سهمگین

(سَ) [ په. ] (ص مر.) = سهمگن: خوفناک، ترس آور.

سهمیدن

(سَ دَ) (مص ل.) سخت ترسیدن.

سهمیه

(سَ یِّ) [ ازع. ] (ص نسب.) منسوب به سهم، مقدار و چیزی که نصیب و سهم کسی شود.

سهو

(سَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) فراموش کردن.
۲- خطاکردن.
۳- (اِمص.) فراموشی.
۴- خطا. ؛ ~القلم لغزش قلم و اشتباه در تحریر.

سهواً

(سَ وَ نْ) [ ع. ] (ق.) از روی خطا.

سهولت

(سُ لَ) [ ع. سهوله ]
۱- (مص ل.) آسان شدن.
۲- نرم شدن.
۳- (اِمص.) آسانی.
۴- نرمی.

سهی

(سَ) (ص.)
۱- راست، راست رسته.
۲- تازه.

سهی بالا

(~.) (ص مر.) راست بالا.

سهیدن

(سَ دَ) (مص م.) ترسیدن، بیم داشتن.

سهیل

(سُ هَ) [ ع. ] (اِ.) بَرَک ؛ ستاره‌ای از قدر اول در نیم کره جنوبی آسمان در صورت فلکی «کشتی» یا «سفینه» که در آخر فصل گرما طلوع می‌کند و میوه‌ها در آن وقت می‌رسند، و چون در یمن ...