ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
سواک
(س) [ ع. ] (اِ.) مسواک.
سوایم
(سَ یِ) [ ع. ] (اِ.) گلههای گاو، گوسفند و شتر.
سوبسید
[ فر. ] (اِ.) کمک مالی دولت برای پایین آوردن قیمت مایحتاج ضروری مردم، یارانه. (فره).
سوبژکتیو
(ژِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- ذهنی، نظری.
۲- شخصی، ذاتی.
سوت
(اِ.)
۱- صدایی که با بیرون دادن نفس از دهان با لب غنچه شده یا با قرار دادن انگشتها در دهان تولید شود.
۲- ابزاری که در آن دمند و آوایی برآورند؛ سوتک.
سوت و کور
(تُ) (ص مر.) (عا.)
۱- کساد، بی رونق.
۲- بی سر و صدا، ساکت.
سوت کردن
(کَ دَ) (مص م.) (عا.) پرت کردن، چیزی را به جای دوری انداختن.
سوت کشیدن
(کَ یا کِ دَ) (مص ل.) با دهان سوت زدن.
سوتام
(سُ) (ص.) چیز کم و اندک.
سوج
(اِ.) سوز.
سوخاری
[ روس. ] (اِ.) برشته.
سوخت
(اِ.) ماده سوختنی مانند: نفت.
سوختن
(تَ) [ په. ] (مص ل.) آتش گرفتن.
سوختنی
(~.) (ص.) قابل سوختن.
سوخته
(سُ خْ تِ) (ص مف.)
۱- هر چیز آتش گرفته، محترق.
۲- مجازاً آزار کشیده، محنت رسیده از حوادث دوران یا عشق.
سوختگی
(تَ یا تِ) (حامص.)
۱- عمل سوخته شدن.
۲- درد و مصیبتی که عارض شخص شود.
۳- اذیت و صدمهای که به دل وارد آید.
سود
[ په. ] (اِ.)
۱- فایده، نفع.
۲- ربح.
۳- حاصل، محصول.
۴- فتح، پیروزی.
سود خوردن
(خُ دَ) (مص ل.) ربا خوردن.
سودا
(سَ یا سُ) (اِ.) داد و ستد، خرید و فروش.
سودا
(سُ) [ انگ. ] (اِ.) آب دارای گاز کربنیک.