ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
سکین
(س کُِ) [ ع. ] (اِ.) کارد، چاقو. ج. سکاکین.
سکینه
(سَ نَ یا نِ) [ ع. سکینه ] (اِ.)
۱- آرام، آرامش.
۲- وقار.
۳- آن چه که به دل آرامش و اطمینان بخشد.
سگ
(سَ) [ په. ] (اِ.) پستانداری از راسته گوشتخواران که سردسته تیره خاصی به نام سگ سانان میباشدو دارای نژادهای مختلف است که تاکنون ۲۰۰ نژاد از آن شناخته شده، شامه وی بسیار قوی است و در کارهای مختلف خدمات ...
سگ جان
(سَ) (کن.) پُرطاقت، مقاوم.
سگ خور شدن
(~. شُ دَ) (مص ل.) (عا.) حیف و میل شدن، به ناروا مصرف شدن.
سگ دو
(~. دُ) (ص فا.) کنایه از: فعالیت زیاد اما بی نتیجه.
سگ ماهی
(سَ) (اِمر.)
۱- یکی از ماهیهای حلال گوشت و فلس دار و استخوانی دریای مازندران که فلسهایش بزرگ است و به آسانی میافتد.
۲- ماهی خاویار.
سگال
(س) (اِ.) اندیشه.
سگالش
(س لِ) (اِمص.)
۱- اندیشه کردن، چاره جویی.
۲- اندیشه بد.
سگاله
(سَ لَ) (اِمر.) سرگین سگ.
سگالیدن
(س دَ) (مص ل.)
۱- اندیشیدن.
۲- خصومت ورزیدن.
سگدست
(~. دَ) (اِمر.) میلهای فلزی که حرکت را از فرمان به چرخها منتقل میکند.
سگدل
(سَ دِ) (ص مر.) سخت دل، آزار - کننده، موذی.
سگرمه
(س گِ مِ) (اِ.) (عا.)
۱- خطوط پیشانی.
۲- اَخم.
سگرو
(سَ) (ص مر.) مردم آزار، غریب آزار.
سگسار
(سَ) (ص مر.)
۱- آن که سری شبیه به سگ دارد.۲ - مجازاً: حریص.
۳- دنیا - پرست.
سگک
(سَ گَ) (اِمصغ.) نوعی قلاب چهار - گوش یا نیم دایره یا گرد برای بستن کفش، کیف، کمربند و...
سی
(سَ یا س) (اِ.) سنگ.
سی
[ فر. ] (اِ.) هفتمین نُت موسیقی.
سی
[ په. ] (اِ.) سه برابر ده (۳۰).