ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
سی ء
(سَ یِّ) [ ع. ] (ص. اِ.)۱ - کار بد، ناپسند.
۲- گناه، خطا.
سی تی اسکن
(اِ کَ) [ انگ. ]C.T.scan (اِ.) مغزنگاری کامپیوتری.
سی سی
[ فر. ] (اِمر.) سانتیمتر مکعب (اختصاری).
سی سی یو
[ فر. ]C.C.U (اِمر.) بخش ویژه مراقبت از بیماران قلبی در بیمارستان.
سی پاره
(رِ) (اِمر.)
۱- سی جزء قرآن مجید که هر جزو را علیحده جلد کرده باشند.
۲- قرآن مجید.
سی. دی
[ انگ. ]C.D نوعی دیسک برای ذخیره کردن اطلاعات، دیسک فشرده.
سی. پی. یو
[ انگ. ]C.P.U (اِ.) بخشی از کامپیوتر که فرمانها را پرداخت و اجرا میکند، واحد پردازش مرکزی.
سیئات
(سَ ی ِّ) [ ع. ] (اِ.) جِ سیئه ؛اعمال زشت.
سیئه
(سَ یِّ ئَ) [ ع. سیئه ] (اِ.) مؤنث سی ء.
۱- کار بد، ناپسند.
۲- خطا، گناه. ج. سیئات.
سیا
[ انگ. ] (اِ.) نام انگلیسی «سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا» CIA که فعالیتهای جاسوسی و اطلاعات آمریکا را در خارج به عهده دارد.
سیابیدن
(دَ) (مص م.) آراستن.
سیاتیک
[ فر. ]
۱- (ص.) مربوط به تهیگاه.
۲- (اِ.) نام سیاتیک به عصب نسائی بزرگ اطلاق میشود.
۳- درد مربوط به عصب سیاتیک را نیز به نام سیاتیک خوانند و آن عبارت از درد شدیدی است که در سرتاسر این عصب ...
سیاح
(سَ یّ) [ ع. ] (ص.) گردش گر، جهانگرد.
سیاحت
(حَ) [ ع. سیاحه ]
۱- (مص ل.) گردش کردن، گشتن.
۲- (اِمص.) جهان گردی.
سیادت
(دَ) [ ع. سیاده ]
۱- (مص ل.) سروری، شرف یافتن.
۲- (اِمص.) بزرگی، سروری.
سیار
(اِ.)
۱- نانی که از آرد جو و آرد باقلا و ارزن پزند.
۲- کشکینه ؛ خورشی که از کشک تهیه کنند.
سیار
(سَ یّ) [ ع. ] (ص.) بسیار سیر کننده.
سیاره
(س رِ) (اِ.)گاورس ؛ گیاهی است خودرو شبیه جو که در کشتزار گندم میروید.
سیاره
(سَ یّ رَ یا رِ) [ ع. ] (اِ.) قمر، اجرامی که به دور ستارگان میچرخند.
سیاس
(سَ یّ) [ ازع. ] (ص.) سیاستمدار.