ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
سیاه رگ
(رَ) (اِمر.) ورید.
سیاه زخم
(زَ) (اِمر.) مرضی است عفونی که در انسان معمولاً زخمی موضعی و بدخیم تولید میکند و به ندرت اعضای داخلی روده و ریه را میگیرد. و معمولاً از گوسفندان به انسان سرایت میکند.
سیاه سر
(سَ) = سیه سر:
۱- (ص مر.) آن چه که سرش سیاه باشد.
۲- (اِمر.) قلم (که سرش را در مرکب زنند).
۳- سیاه سار.
۴- (کن.) زن بیچاره و بینوا.
۵- گناهکار.
سیاه سرفه
(سُ فِ یا فَ) (اِمر.) مرضی است عفونی و بسیار ساری که ویروسش بیشتر در حنجره، قصبه الریه، نایژهها موضع میگیرد که باعث سرفههای شدیدی میشود.
سیاه سوخته
(تِ تا تَ) (ص مر.) آن که در آفتاب سیاه شده باشد، بسیار سیاه.
سیاه قلم
(قَ لَ) [ فا - ع. ] (اِمر.) نوعی نقاشی که در آن فقط با قلم و مرکب سیاه یا مداد کار شده باشد.
سیاه مست
(مَ) (ص مر.) بسیار مست.
سیاه مشق
(مَ) [ فا - ع. ] (اِمر.)
۱- تمرین خوشنویسی که در آن کلمات یا حروف به صورت تکراری و انبوه کنار یکدیگر نوشته شده باشند.
۲- کنایه از تمرین زیاد در یک حرفه یا هنر.
سیاه نامه
(مِ) (اِمر.) گناهکار.
سیاه پستان
(پِ) (ص مر.)
۱- کنایه از: زنی که توجهی به تربیت کودک خود ندارد.
۲- زنی که هر کودک شیر او را بخورد بمیرد.
سیاه پوست
(اِمر.) هر یک از افراد یکی از چهار گروه بزرگ نژادهای انسانی، بومی قاره آفریقا که پوستی تیره، موهای مجعد و لبهای کلفت برآمده دارند.
سیاه پوش
۱ - (ص فا.) کنایه از: سوگوار.
۲- (اِ.) شبگرد، عسس.
سیاه چادر
(دُ) (اِمر.) چادر سیاه، خیمههایی تیره رنگ که صحرانشینان و دامداران در صحرا برای خود برپا میکنند. سیاه خیمه و سیاه خانه نیز میگویند.
سیاه چال
(اِمر.) زندان تنگ و تاریک.
سیاه چرده
(چَ دِ) (ص مر.) آن که رنگ چهره اش تیره باشد.
سیاه کار
(ص.) بدکار، ظالم.
سیاه گلیم
(گِ) (ص مر.) بدبخت.
سیاه گوش
(اِمر.) جانوری است گوشت خوار شبیه شغال با پوستی قهوهای و گوشهای منگولهای، معمولاً به دنبال شیر حرکت میکند تا بازمانده غذای او را بخورد.
سیاهه
(هِ یا هَ)(اِ.)
۱- صورتحساب، نوشتهای که در آن موارد دخل و خرج را بنویسند.
۲- زن بدکاره.
سیاهک
(هَ) (اِمصغ.)
۱- سیاه کوچک.
۲- قارچی است انگلی که نوعی از آن از تیره اوستیلاژیناسه و نوع دیگرش از تیره تیلتیاسهاست، اراقوا.
۳- لیخنیس.