ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
سیس
(اِ.) اسب جلد و تند و تیز.
سیستم
(تِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- روش، طریقه.
۲- دستگاه، نظام.
۳- مدل.
سیستماتیک
(~.) [ فر. ] (ص.) دارای ساختار و ن ظام، نظام مند.
سیستن
(تَ) (مص ل.) جهیدن.
سیسمونی
(اِ.) لوازم مورد نیاز نوزاد که معمولاً خانواده عروس برای اولین زایمان فرزند دختر خودشان تهیه میکنند.
سیسنبر
(سَ بَ) [ په. ] (اِ.) نک سوسنبر.
سیصد
(صَ) (اِ.) سه بار صد (۳۰۰)، دویست به اضافه صد.
سیطره
(سَ طَ رَ یا رِ) [ ع. سیطره ]
۱- (مص ل.) چیره شدن، غلبه یافتن.
۲- (اِمص.) تسلط، چیرگی.
سیغ
(ص.) نیکو، خوب.
سیف
(سَ یا س) [ ع. ] (اِ.) شمشیر.
سیفلیس
[ فر. ] (اِ.) بیماری واگیر که میکروب آن از طریق مقاربت و معاشرت با مبتلایان به سیفلیس سرایت میکند. این مرض به طور مادرزادی به افراد منتقل میشود، کوفت، آبله فرنگی.
سیفور
(سَ یا س) (اِ.) بافته ابریشمی لطیف.
سیفون
[ فر. ] (اِ.) لوله خمیدهای به شکل زانو که برای خالی کردن مایعات و جلوگیری از تصاعد گازهای داخلی منابع عفونی (توالت و غیره) به کار برند، آبشویه (فره).
سیل
(سَ یا س) [ ع. ] (اِ.) آب بسیار که بر اثر بارانهای شدید یا ذوب برفها بوجود آمده باشد.
سیلاب
(~.) [ ع - فا. ] (اِمر.) نک سیل.
سیلابکند
(~. کَ) [ ع - فا. ] (اِ.) کندهها و شکافهایی که به سبب سیلاب در روی زمین پدید آید.
سیلابگیر
(~.) (اِمر.) زمینی پست که آب سیل در آن جمع شود.
سیلان
(سَ یَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) روان شدن آب.
۲- (اِمص.) روانی.
سیلان
(اِ.)
۱- شیرهای که از خرمای رسیده بچکد.
۲- نوعی دوشاب.
سیلندر
(لَ) [ فر. ] (اِ.)
۱- لولهای است استوانهای شکل که در موتور اتومبیل تعبیه شده، در داخل سیلندر پیستون حرکت میکند و گاز موجود در سیلندر را به سمت ته سیلندر - که در اصطلاح سرسیلندر گویند - میراند و ...