ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
سیمرغ
(مُ) [ په. ] (اِمر.) مرغ افسانهای و موهوم.
سیمه سار
(مَ یا مِ) (ص مر.) حیران، سرگشته.
سیمگون
(ص مر.) نقره گون، سفید فام.
سیمیا
[ معر. ] (اِ.) عِلم حروف، علم طلسم و جادو.
سیمین
(ص نسب.)
۱- نقرهای.
۲- سفید، روشن.
۳- خوب، ظریف.
سیمینه
(نَ یا نِ) (ص نسب.) نک سیمین.
سین
(اِ.) پانزدهمین حرف از الفبای فارسی، س.
سین جیم
(اِمص.) سوال و جواب، مجازاً به معنی استنطاق و بازخواست.
سینجر
(سَ یَ جُ) (اِ.) پاره آتش، اخگر.
سینما
(نِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- ملخص سینماتو - گراف و آن نمایش مناظر و اشیاء و اشخاص به روی پرده نمایش به وسیله دستگاه مخصوص است.
۲- محل نمایش فیلم ؛ ~اسکوپ نمایش فیلم بر پرده پهن. ؛ ...
سینه
(نِ) [ په. ] (اِ.)
۱- بخشی از بدن که بین گردن و شکم محدود است.
۲- پستان.
سینه باز
(~.) (ص مر.)
۱- جامهای که قسمت بر ابر سینه پوشنده گشاده باشد.
۲- دو رنگ، ابلق.
سینه بند
(~.) (اِمر.) پارچهای که زنان پستان خود را بدان پوشانند؛ پستان بند، کُرسِت.
سینه خیز
(~.) (اِمص.) حرکتی که ضمن آن بدن از پاها تا زیر سینه روی زمین است و شخص با بلند کردن سر و سینه و فشار دو دستش روی زمین خود را جلو میکشد.
سینه زن
(~. زَ) (ص فا.) آن که در ایام عزاداری خصوصاً عزاداری حضرت سیدالشهدا (ع) در دسته مخصوص با دست بر سینه برهنه خود زند (به علامت سوگواری).
سینه پهلو
(~. پَ) (اِمر.) التهاب و عفونت نسج پوششی ریتین (جنبها) ذات الجنب.
سینه چاک
(~.) (ص مر.)
۱- کسی که سینه وی بر اثر ضربت چاک برداشته.
۲- (کن.) رنج دیده، آزار کشیده.
۲- مصیبت دیده.
۳- دل - سوخته، عاشق.
سینه کردن
(~. کَ دَ)(مص ل.)۱ - اصطلاحی است در تیراندازی، وقتی که تیر بعد از اصابت به زمین کمانه کرده به جای دیگر پرت میشود.
۲- تفاخر کردن، مغرور شدن.
سینه کش
(~. کِ) (ق مر.) جای هموار و معمولاً شیب دار. ؛ ~ آفتاب رو به آفتاب، در معرض آفتاب. ؛ ~کوه: شیب تند و تیز کوه.
سینه کشیدن
(~. کَ یا کِ دَ) (مص ل.) کنایه از: زور نمودن.