ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

سینه گشادن

(~. گُ دَ) (مص ل.)
۱- (کن.) شاد شدن، انبساط خاطر.
۲- فخر نمودن.

سینور

(اِ.)= سنور:
۱- مرز، حد.
۲- ماوراء، آن سو.

سینوزیت

[ فر. ] (اِ.) ورم و التهاب حفره‌های استخوان‌های پیشانی و فک اعلی.

سینوس

[ فر. ] (اِ.)
۱- به طور کلی در هر مثلث قائم الزاویه نسبت ضلع روبروی زاویه را به وتر مثلث سینوس گویند.
۲- حفره استخوان‌های پیشانی و فک اعلی.

سینک

[ انگ. ] (اِ.) لگن ظرف شویی، ظرف - شویی. (فره).

سینی

(اِ.) ظرف مسطح و دوره دار که از فلز یا مواد دیگر ساخته می‌شود.

سینیور

(یُ) [ فر. ] (اِ.) از لقب‌ها و عنوان‌های اشرافی اروپایی، ارباب، آقا.

سیه کار

(یَ) (ص.) نک سیاهکار.

سیه کاسه

(~. س) (ص.) نک سیاه کاسه.

سیهک

(یَ هَ) (اِمصغ.) دانه کوچک سیاهی که میان گندم و عدس روید.

سیو

(وْ) (اِ.) سیب.

سیوارتیر

(اِ.) از آهنگ‌های موسیقی قدیمی.

سیورسات

(سُ) [ تر. ] (اِ.)
۱- زاد و توشه.
۲- خواربار و علوفه که از روستاهای سر راه برای عبور لشکر یا موکب خان گرد می‌آوردند.

سیورغال

(~.) [ تر - مغ. ] (اِ.) عواید زمینی که به جای حقوق یا مستمری به اشخاص می‌بخشیدند؛ ج. سیورغالات.

سیورغامیش

(~.) [ مغ. ] (اِ.) = سیورغمیش: التفات، عنایت.

سیورمیش

(~.) [ مغ. ] (اِ.) شادی و فریاد روز جنگ.

سیوف

(سُ) [ ع. ] (اِ.) جِ سیف ؛ شمشیرها.

سیوکی

(سُ) (حامص.) زمختی.

سیویل

[ فر. ] (ص.) غیرنظامی، کشوری.

سیچ

(اِ.) نظم و ترتیب.