ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

سیچقان ئیل

[ تر. ] (اِمر.) سال موش، نخستین سال از دور دوازده ساله ترکان و قبچاقیان و اویغوران. پس از استیلای مغول دوره دوازده ساله ترکان در ایران رواج یافت. این ترتیب در میان ترکان آسیای مرکزی از قدیم معمول بوده ...

سیچیدن

(دَ) (مص ل.) نک بسیجیدن.

سیک

[ تر. ] (اِ.) آلت تناسلی مرد؛ ذکر.

سیکل

[ فر. ] (اِ.)
۱- یک دوره حرکت، گردش، دوره.۲ - دوره تحصیلات متوسطه (نظام قدیم).

سیکی

(س یَ) (ص نسب.) شراب، شرابی که به سبب جوشش دوسوم آن تبخیر شده باشد.

سیکی خوار

(~. خا) (ص فا.) شرابخوار.

سیگار

[ فر. ] (اِ.) توتون ریز شده‌ای که در کاغذ نازکی لوله شده‌است و از انواع دخانیات به شمار آید، سیگارت.

سیگاری

[ فر - فا. ] (ص نسب.)
۱- سیگارکش.
۲- سیگاری که در آن حشیش ریخته باشند.
۳- سیگار فروش.

سیگما

[ فر. ] (اِ.) نمادی به شکل ن برای نشان دادن عمل جمع یا مجموع. (فره).

سیگنال

[ فر - انگ. ] (اِ.) امواج الکتریکی یا الکترومغناطیسی که برای جابه جایی اطلاعات استفاده می‌شود، نشانک. (فره).

ش

حرف شانزدهم از الفبای فارسی برابر با عدد ۳۰۰ در حساب ابجد.

ش

[ په. ] (پس.) این نشانه به بن مضارع می‌پیوندد و معنای اسم مصدر می‌دهد: آفرینش، پرورش، آموزش.

ش

[ په. ] (ضم.) ضمیر شخصی متصل سوم شخص مفرد است.
۱- به صورت مفعولی: «دادش».
۲- به صورت فاعلی: «گفتش».
۳- به صورت اضافی: «خانه اش».

شآمت

(شَ مَ) [ ع. شآمه ] (اِمص.) شئامت، بدبختی، شومی.

شأن

(شَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- کار، حال.
۲- امر بزرگ. ج. شئون (شؤون).

شأو

[ ع. ]
۱- (مص م.) سبقت گرفتن.
۲- کندن.
۳- (اِ.) غایت هر چیز.
۴- تک، ته.
۵- مهار شتر.
۶- به شکل شتر.
۷- خاک چاه.
۸- زنبیل.

شاب

(بّ) [ ع. ] (ص.) مرد جوان. ج. شباب.

شاباش

۱ - (شب جم.) از ادات تحسین، مخفف شادباش. آفرین، خوش باش.
۲- (اِ.)پولی که در عروسی به رقاص و مطرب می‌دهند یا بر سر عروس و داماد می‌ریزند.

شابلن

(لُ) [ فر. ] (اِ.) وسیله‌ای به شکل صفحه فلزی یا پلاستیکی با سوراخ‌ها یا شکاف‌هایی به شکل حروف، اعداد یا شکل‌های گوناگون دیگر.

شابک

(بَ) (اِ.) شماره استاندارد بین المللی کتاب (اختصار).