ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

شایعات

(یِ) [ ع. ] (اِ.) جِ شایعه ؛ خبرهای شیوع یافته (راست یا دروغ).

شایعه

(یِ عَ یا عِ) [ ع. شایعه ] (اِ.) مؤنث شایع. خبری که شیوع یافته باشد. ج. شایعات.

شایق

(یِ) [ ع. شائق ] (اِفا.) راغب، مشتاق.

شایگان

[ په. ] (ص مر.)
۱- سزاوار.
۲- درخور شاه.
۳- هر چیز خوب و گران بها.
۴- فراخ.
۵- خزانه.
۶- گنج شاهانه.
۷- از عیوب قافیه‌است و آن تکرار علامت جمع باشد در قافیه. شایورد (یْ وَ) (اِمر.)
۱- هاله، خرمن ماه.
۲- پرده‌ای است از موسیقی.

شاییدن

(دَ) (مص ل.) شایستن.

شب

(شَ) [ په. ] (اِ.) زمانِ بین غروب خورشید تا سپیده دم. ؛ ~ قدر شبی در ماه مبارک رمضان که در آن قرآن بر پیامبر (ص) نازل شد. تاریخ دقیق آن معلوم نیست لذا شب‌های هفدهم، نوزدهم، بیست ...

شب

(شَ بّ) [ ع. ] (اِ.) نوعی از زاج که بیشتر در یمن به دست آید؛ شب یمانی، زاج سفید.

شب آویز

(شَ) (اِمر.) = شباویز: مرغ حق، پرنده‌ای که شب هنگام از شاخه درختان آویزان می‌شود و می‌خواند.

شب افروز

(شَ. اَ)
۱- (ص فا.) هر چیز که در شب روشنایی داشته باشد.
۲- (اِ.) کرم شب تاب.
۳- ماه دهم از سال ملکی.

شب باره

(شَ. رَ یا رِ) (ص مر.)
۱- شب دوست.
۲- زن بدکاره.

شب برات

(~. بِ یا بَ) [ فا - ع. ] شب پانزدهم شعبان.

شب بو

(~.) (اِمر.) گیاهی است از تیره صلبیان که زینتی است و به سبب دارا بودن گل‌های معطر و زیبا غالباً در باغچه‌ها کشت می‌شود. شب بوی، شقاری، شمشم، خمخم، خیرو، خیری نیز گفته می‌شود.

شب تاب

(~.) (ص فا.)
۱- آن چه که در شب بدرخشد.
۲- شب چراغ.
۳- ماه، قمر.
۴- کرم شب تاب.

شب تاز

(~.) (اِمص.) تاخت ناگهانی در شب، شبیخون.

شب خانه

(شَ نِ) (اِمر.) شبستان.

شب خواب

(شَ خا) (ص فا.)
۱- آن که در شب جایی بخوابد.
۲- مجازاً: روسپی که شب نزد کسی خوابد (مق. تک خواب).
۳- مردی که شبی با روسپی بیتوته کند.

شب رنگ

(شَ. رَ) (ص مر.)
۱- دارای رنگ تیره.
۲- اسب تیره رنگ.
۳- (اِ.) سنگی است سیاه.

شب زنده دار

(~. زِ دِ) (ص فا.) آن که شب را بیدار ماند. (به جهت عبادت، عشق، دزدی).

شب غریب

(شَ غَ) [ فا - ع. ] (اِمر.) نان و حلوایی که در شب اول دفن میت به جهت ترویح روح او قسمت کنند.

شب نامه

(~. مِ) (اِمر.) هر نوشته‌ای که شب هنگام و پنهانی میان مردم پخش کنند.