ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
شب نما
(شَ. نَ) (ص فا.)
۱- آن چه به شب جلوه کند و بدرخشد.
۲- برطرف کننده تاریکی.
شب نهه
(شَ نِ هَ یا هِ) (اِمر.) گنج زر و جواهری که در زیر زمین دفن کنند.
شب پره
(~. پَ رِ) (اِ.) خفاش.
شب پوش
(~.) (اِمر.)
۱- لباس خواب.
۲- روسری که شب هنگام خوابیدن به سر بندند.
شب پوی
(~.)
۱- (ص فا.) شبرو.
۲- (اِمر.) صدای آرام پا.
شب پیما
(~. پَ یا پِ) (ص فا.)
۱- شب بیدار.
۲- عاشق مهجور و بی قرار.
شب چراغ
(~. چِ) (اِمر.)
۱- هر گوهر آبدار و درخشنده.
۲- کرم شب تاب.
۳- چراغانی.
شب چره
(~. چَ رِ) (اِمر.) آجیل و میوه که در شب نشینی میخورند.
شب کردن
(شَ. کَ دَ) (مص ل.) شب را به روز آوردن.
شب کلاه
(~. کُ) (اِمر.) کلاهی که در شب یا در موقع خواب به سر گذارند.
شب کور
(~.) (اِمر.)
۱- کسی که شب جایی را نبیند.
۲- خفاش.
شب گذاشتن
(شَ. گُ تَ) (مص ل.) شب را سر کردن.
شب گرد
(~. گَ) (ص فا.)
۱- شبرو.
۲- ماه.
۳- عسس، پاسبان.
۴- راه زن، دزد.
شباب
(شَ) [ ع. ] (اِمص.)
۱- جوانی.
۲- پردهای است از موسیقی.
شبادان
(شَ) [ قس. شبستان ] (اِمر.)
۱- آن جا که شب آرام گیرند.
۲- زیرزمین عمیق خانه که در تابستان برای خنکی از آن استفاده کنند.
شباشب
(شَ شَ) (اِمر. ق مر.) همه شب.
شباط
(شُ) [ عبر. ] (اِ.) پنجمین ماه سال سریانی مأخوذ از نام یازدهمین ماه سال یهودیان که تقریباً بر آن منطبق است. این ماه در ۳۱ ژانویه تقویم رومی شروع میشود و شامل ۲۸ روز است و در هر چهار ...
شبان
(شَ) [ په. ] (اِ.) چوپان.
شبانه
(شَ نِ یا نَ) (ص مر.) مربوط یا متعلق به شب، در طول یک شب.
شبانه روز
(~.) (اِمر.)
۱- شب و روز، بیست و چهار ساعت، یک شب و یک روز.
۲- همیشه، علی الاتصال.