ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

شهله

(شَ لَ) (اِ.)
۱- چربی گوشت.
۲- گوشت بسیار چرب.

شهم

(شَ) (ص.)
۱- چالاک.
۲- تیز فهم.

شهمات

(شَ) نک شاه مات.

شهناز

(شَ) (اِمر.) یکی از آهنگ‌های موسیقی ایرانی.

شهوات

(شَ هَ) [ ع. ] (اِ.) ج. شهوت.

شهوانی

(~.) (ص نسب.)
۱- آن چه که از روی شهوت باشد.
۲- آرزومند.

شهوت

(شَ وَ) [ ع. شهوه ] (اِ.)۱ - میل، خواهش نفس.
۲- میل شدید و غیرطبیعی به چیزی.

شهود

(شُ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- حاضر شدن.
۲- دیدن.

شهود

(~.) [ ع. ] (اِ.) جِ شاهد؛ گواهان.

شهور

(شُ) [ ع. ] (اِ.) جِ شهر؛ ماه‌ها.

شهوی

(شَ هَ) [ ع. ] (ص نسب.) منسوب به شهوت.

شهپر

(شَ پَ) (اِمر.)
۱- بال بزرگ، شهبال.
۲- قسمتی از بال هواپیما که تغییر خط سیر هواپیما توسط آن انجام می‌شود.

شهپر گشادن

(~. گُ دَ)(مص ل.) بال گشودن.

شهی

(شَ) (ص.)
۱- منسوب به شاه.
۲- مطلوب، مرغوب.

شهید

(شَ) [ ع. ] (ص.) کشته شده در راه خدا و دین و وطن. ج. شهدا. ج. شهدا. ؛ ~ کسی بودن سخت شیفته کسی بودن.

شهیر

(شَ) [ ع. ] (ص.) معروف، نامدار، نامور.

شهیق

(شَ) [ ع. ] (مص ل.) نفس کشیدن.

شو

(شُ یا شَ) (اِ.) شب، لیل.

شو

(اِ.) شوی، شوهر.

شو

(شُ) [ انگ. ] (اِ.) نمایش (به ویژه در تلویزیون).