ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
شیون
(وَ) [ په. ] (اِ.) ناله و زاری.
شیون و شین
(وَ نُ) (ص مر.) ناله و زاری و ندبه با صدای بسیار بلند.
شیونده
(وَ دَ یا دِ) (ص فا.)
۱- برهم زننده، آمیزنده.
۲- لرزنده.
شیوه
(وِ) (اِ.)
۱- طرز، راه و روش.
۲- خوی، عادی.
۳- ناز، کرشمه.
۴- مکر.
شیوه گر
(~. گَ) (حامص.)۱ - حیله گر.
۲- اهل ناز و کرشمه.
شیپسی
[ روس. ] (اِ.) انبرکی که حروف چین سربی هنگام غلط گیری با آن حروف غلط را از صفحه چیده بیرون میکشد.
شیپور
(شَ) (اِ.) = شبور: از سازهای بادی، دارای دهانهای گشاد.
شیک
[ فر. ] (ص.)۱ - زیبا، قشنگ.
۲- ظریف. ؛ ~ و پیک بسیار مرتب و آراسته.
ص
(حر.) هفدهمین حرف از الفبای فارسی برابر عدد ۹۰ در حساب ابجد. این حرف در لغات اصیل فارسی یافت نمیشود و خاص لغات مأخوذ از عربی یا زبانهای دیگر و یا مبدل لغات فارسی (صد = سد، شصت = شست) ...
ص
[ ع. ] (اِ.) نشانه اختصاری و رمز «صلی اللّه علیه». گاه آن را به صورت ص. نویسند.
صاب
[ ع. ] (اِ.) صبر زرد (گیا.).
صابر
(بِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- صبر کننده و بردبار.
۲- یکی از نامهای خداوند متعال.
صابوته
(تَ یا تِ) (اِ.) زن پیر.
صابون
[ یو. ] (اِ.) محصولی است ساخته شده از نمکهای پتاسیم و اسیدهای چرب که در ترکیب با آب ایجاد کف میکنند و از آن برای شستشوی لباس و بدن استفاده میشود. ؛ ~ کسی به تن کسی خوردن ...
صابون زدن
(زَ دَ) [ یو - فا. ] (مص م.) شستن چیزی با صابون. ؛ ~ به دل (عا.) امید چیزی را در سر پروراندن.
صابی
(بِ) [ ع. صابی ء ] (اِ. ص.) کسی که از دین خود برگشته و به دین دیگری گرویده باشد.
صاحب
(حِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- معاشر.
۲- هم - صحبت، همراه.
۳- مالک.
صاحب
مرده (~. مُ دِ) (ص مر.)
۱- بدون صاحب، آن که یا آن چه صاحبش مرده باشد.
۲- بدون صاحب نوعی نفرین به معنی کاش دارنده اش میمرد.
صاحب
شریعت (~. شَ عَ) [ ع. ] (ص مر.)
۱- آن که شریعتی آورده، پیغمبر.
۲- پیغمبر اسلام.
صاحب
منصب (~. مَ صَ) [ ازع. ] (اِمر.) کسی که دارای رتبه و مقامی دولتی باشد (اعم از کشوری و لشکری)، افسر.