ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
شیفر
[ فر. ] (اِ.)
۱- عدد، رقم.
۲- نمره.
شیل
(اِ.) سدی که در عرض رودخانه برای صید ماهی با چوب سازند؛ ج. (به عربی) شیلات.
شیلات
(اِ.) شرکتی که به صید و پرورش و فروش ماهی و فرآوردههای مربوط به آن میپردازد.
شیلان
[ مغ. ] (اِ.)
۱- موقع صرف ناهار و صلای طعام.
۲- سفره امرا و بزرگان.
۳- طعام.
شیلنگ
(لَ) [ آلما. ] (اِ.) لولهای از جنس لاستیک که از آن برای انتقال آب، بنزین، هوا و... استفاده میکنند.
شیله و پیله
(لَ یا لِ هُ. لَ یا لِ) (اِمر.) (عا.) مکر، نیرنگ.
شیم
(اِ.) سیم ؛ نوعی ماهی سفید که پشتش خالهای سیاه دارد.
شیمه
(ش مَ) [ ع. شیمه ] (اِ.) خلق، خوی، عادت.
شیمی
[ فر. ] (اِ.) علمی است که موضوع آن خواص ماده، ترکیب، تجزیه و تأثیر آنهاست.
شیمیست
[ فر. ] (اِ.) شیمی دان.
شین
(اِ.)نام شانزدهمین حرف الفبای فارسی، ش.
شین
(شَ) [ ع. ] (اِ.) زشتی، عیب.
شیهه
(شَ هِ) (اِ.) آواز اسب.
شیهه زدن
(~. زَ دَ) (مص ل.) فریاد زدن اسب.
شیهه کشیدن
(~. کَ یا کِ دَ) (مص ل.) نک شیهه زدن.
شیو
(ش) (اِ.) نک شیب.
شیوا
[ په. ] (ص.) فصیح، بلیغ.
شیوانیدن
(دَ) (مص م.) نک شیبانیدن.
شیوخ
(شُ) [ ع. ] (اِ.) جِ شیخ.
شیوع
(شُ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- فاش شدن.
۲- رایج شدن.