ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
صحت
(ص حَ) [ ع. صحه ]
۱- (مص ل.) تندرست شدن.
۲- (اِمص.) تندرستی. ؛ ~ و سقم الف - درست یا نادرست. ب - تندرست یا بیمار. ؛ ~ آب گرم عبارت خوشامدگویی برای کسی که ...
صحرا
(صَ) [ ع. صحراء ] (اِ.)
۱- دشت.
۲- بیابان. ~ی کربلا کنایه از: جای فاقد آب و گیاه و دیگر امکانات.
صحراوی
(~.) [ ع. ]
۱- (ص نسب.) منسوب به صحرا.
۲- (اِ.) قسمی گرگ آدم خوار.
صحف
(صُ حُ) [ ع. ] (اِ.) جِ صحیفه، نامهها.
صحن
(صَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- میان سرای، وسط حیات.
۲- فضا، میدان.
۳- قدح، بشقاب یا کاسه بزرگ.
صحنه
(صَ نَ یا نِ) [ ع. صحنه ] (اِ.)
۱- زمین هموار.
۲- در فارسی به معنای محل نمایش نمایشنامه.
۳- کوچک ترین واحد کامل فیلم که مجموعهای است از یک سلسه نما که به دنبال یکدیگر میآیند و تشکیل یک واقعه را ...
صحنه سازی
(~.) [ ع - فا. ] (حامص.)
۱- آراستن صحنه نمایش یا فیلم با دکورهای مناسب.
۲- مجازاً به معنی ایجاد کردن وضعی ساختگی برای رسیدن به منظوری خاص.
صحنک
(صَ نَ) [ ع - فا. ] (اِمصغ.) طبق کوچک.
صحه
(ص حَُ) [ ع. صحه ] نک. صحت.
صحو
(صَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) هوشیار شدن.
۲- (اِمص.) هوشیاری، مقابل سُکر به معنی مستی.
صحیح
(صَ) [ ع. ]
۱- (ص.) تندرست، سالم.
۲- بی عیب، درست.
۳- مطابق با حقیقت یا واقعیت.
۴- صفر و اعداد مثبت و منفی که جزء اعشاری نداشته باشند.
۵- (اِ.) نام هر یک از کتابهای شش گانه اهل تسنن ...
صحیفه
(صَ فَ یا فِ) [ ع. صحیفه ] (اِ.)
۱- نامه، کتاب.
۲- ورق.
صخر
(صَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- تخته سنگ.
۲- نام دیوی که انگشتر حضرت سلیمان را دزدید.
صخره
(صَ رِ) [ ع. صخره ] (اِ.) سنگ بزرگ و سخت.
صد
(صَ) [ په. ] (اِ.)
۱- ده برابر ده (۱۰۰).
۲- خیلی زیاد. ؛ ~ تا یه غاز بی ارزش، مبتذل. ؛ ~پاره چاک چاک، پاره پاره. ؛ ~ البته به طور حتم، مسلماً، قطعاً.
صد
(صَ دّ) [ ع. ]
۱- (مص م.) برگردانیدن.
۲- (مص ل.) اعراض کردن، دوری کردن.
صد
در صد (صَ. دَ. صَ)( ق مر.) قطعاً، بی - شک.
صد شاخ
(صَ) (ص مر.) پاره پاره.
صدا
(صَ یا ص) [ ع. ] (اِ.)۱ - پژواک، انعکاس صوت.
۲- بانگ، آواز.
۳- آن چه که شنیده میشود. ؛ ~ی چیزی را درنیاوردن کنایه از: درباره آن با کسی سخن نگفتن و رازش را فاش نکردن. ؛ ...
صدابرداری
(~ بَ) [ ع - فا. ] (حامص.) ضبط یا پخش صدای کسی یا چیزی هنگام اجرای برنامه با استفاده از دستگاههای مخصوص.