ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

صور

(صُ وَ) [ ع. ] (اِ.) جِ صورت ؛
۱- نقش‌ها.
۲- قسم‌ها.

صورت

(رَ) [ ع. صوره ] (اِ.)
۱- سیما، شکل.
۲- رخسار.
۳- پیکره، نقش.
۴- ظاهر.
۵- کیفیت، چگونگی.
۶- فهرست، لیست، سیاهه.
۷- در ریاضی بخشی از یک کسر که در بالای خط کسری نوشته می‌شود.
۸- چگونگی، کیفیت.

صورت انگیختن

(~. اَ تَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) نقش زدن.

صورت برداشتن

(~. بَ تَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) نسخه برداری کردن.

صورت بستن

(~. بَ تَ) [ ع - فا. ] (مص ل.)
۱- شکل گرفتن.
۲- به تصور درآمدن.
۳- ممکن شدن.

صورت جلسه

(~. جَ لِ س) [ ع. ] (اِ.) نوشته‌ای که رویدادها و گفتگوهای جلسه در آن ثبت می‌شود، صورت مجلس.

صورت حساب

(~. حِ) [ ازع. ] (اِمر.) نوشته‌ای که در آن بهای کالا یا خدمات خریداری شده ثبت شده‌است.

صورت دادن

(~. دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) انجام دادن، عمل کردن.

صورت کردن

(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) به وهم انداختن، به گمان انداختن.

صورتگر

(~. گَ) [ ع - فا. ] (ص فا.)
۱- نقاش.
۲- مجسمه ساز.

صوری

[ ع. ] (ص نسب.) ظاهری.

صوف

[ ع. ] (اِ.) پشم، از جنس پشم.

صوفی

[ ع. ] (ص نسب.)
۱- پشمینه پوش.
۲- پیرو طریقه تصوف.

صوفیانه

(یِ) [ ع - فا. ]
۱- (ص مر.) همچون صوفیان.
۲- (ق مر.) به شیوه صوفیان.

صوفیه

(یِ) [ ع. صوفیه ] (اِ.) پیرو طریقه تصوف، طریقه‌ای معنوی که پیروان آن معتقدند به وسیله تصفیه باطن و تزکیه نفس انوار حقایق بر قلب شخص اشراق کند.

صوفیگری

(گَ) [ ع - فا. ] (حامص.) تصوف.

صولت

(صُ یا صَ لَ) [ ع. صوله ]
۱- (مص ل.) برجستن و حمله کردن.
۲- (اِمص.) هیبت.
۳- حمله.
۴- قدرت، نفوذ.

صولجان

(صَ لَ) [ معر. ] (اِ.) معرب چوگان.

صوم

(صَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) روزه گرفتن.
۲- (اِ.) روزه.

صومعه

(صَ مَ عَ یا عِ) [ ع. صومعه ] (اِ.)
۱- عبادتگاه راهب در بالای کوه.
۲- دیر، خانقاه.