ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
عارف
(رِ) [ ع. ] (اِفا.)۱ - دانا، آگاه.
۲- خدا - شناس.
عارفانه
(رِ نِ) [ ع - فا. ] (ق. ص.)
۱- مانند عارفها.
۲- عرفانی.
عارفت
(رِ فَ) [ ع. عارفه ] (اِمص.) نیکویی.
عارفه
(رِ فِ یا فَ) [ ع. عارفه ] (اِفا.)
۱- مؤنث عارف، زن صوفی.
۲- (اِمص.) مهربانی، نیکویی ؛ ج. عوارف.
عاری
[ ع. ] (ص.)
۱- برهنه، لخت.
۲- فاقد.
عاریت
(یَ) [ ع. عاریه ] (اِ.) آن چه که داده یا گرفته شود به شرط بازگرداندن.
عاریتی
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.) ناپایدار.
عاریه
(یِ) [ ع. عاریه ] (اِ.) نک عاریت.
عازف
(زِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- نوازنده چغانه.
۲- سرودگوی.
عازم
(زِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- قصد کننده، اراده کننده، کوشش کننده.
۲- در فارسی: مسافر، رونده.
عاشر
(ش)
۱- (اِفا.) ده یک گیرنده.
۲- (ص.) دهم، دهمین.
عاشق
(ش) [ ع. ] (اِفا.) دل داده، دل باخته. ج. عشاق.
عاشق پیشه
(ش. ش) [ ع - فا ] (ص مر.) آن که پیشه اش عاشقی است.
عاشق کش
(~. کُ) [ ع - فا. ] (ص فا.) آن که عنایت و توجهی به عاشق خود ندارد.
عاشقانه
(ش نِ) [ ع - فا. ] (ق مر.) مانند عاشقها، از روی عاشقی.
عاشورا
[ ع. عاشوراء ] (اِ.) روز دهم ماه محرم، روزی که امام حسین (ع) به شهادت رسید.
عاشوروا
[ ع - فا. ] (اِمر.) عاشوربا؛ آش نذری که روز دهم محرم میپزند.
عاصر
(ص) [ ع. ] (اِفا.) فشار دهنده، فشارنده.
عاصف
(ص) [ ع. ]
۱- (ص.) مایل، خمیده.
۲- تند، شدید.
۳- (اِ.) باد سخت و تند. ج. عواصف.
عاصم
(ص) [ ع. ] (اِفا.)
۱- نگاهدارنده، حفظ کننده.
۲- بازدارنده، بازدارنده از لغزش و خطا.