ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

عذرت

(عُ رَ) [ ع. عذره ]
۱- (اِمص.) بکارت، دوشیزگی.
۲- (اِ.) دسته موی، کاکُل.

عذره

(عَ ذِ رِ یا رَ) [ ع. عذره ] (اِ.)
۱- پلیدی، غایط.
۲- جایی که در آن کثافات دفع گردد.
۳- خرابه، ویرانه. ج. عذرات.

عذوبت

(عُ بَ) [ ع. عذوبه ]
۱- (مص ل.) گوارا بودن.
۲- (اِمص.) گوارایی.

عذول

(عَ) [ ع. ] (ص فا.)عیب جو و سرزنش - کننده.

عر زدن

(عَ. زَ دَ) (مص ل.) (عا.) فریاد کشیدن.

عر و تیز کردن

(عَ رُّ. زú کَ دَ) (مص ل.) (عا.) عربده کشیدن، سر و صدا راه انداختن.

عراده

(عَ دِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- از ابزارهای جنگ شبیه به منجنیق که در قدیم برای پرتاب سنگ ازآن استفاده می‌کردند.
۲- واحد شمارش توپ.

عرار

(عَ) [ ع. ] (اِ.) نرگس صحرایی.

عراضه

(عُ ض ِ یا ضَ) [ ع. عراضه ~] (اِ.) ره آورد (طعام و جز آن).

عراف

(عَ) [ ع. ] (ص.) غیبگو، جادوگر، ساحر.

عرافت

(عِ فَ) [ ع. عرافه ~] (مص ل.)
۱- تدبیر کار مردم کردن.
۲- غیب گویی کردن.

عراق

(عِ یا عَ) [ ع. ]
۱- (اِ.) ساحل، کناره آب.
۲- مقامی است در موسیقی.

عرایس

(عَ یِ) [ ع. عرائس ] (اِ.) جِ عروس.

عرایض

(عَ یِ) [ ع. عرائض ] (اِ.) جِ عریضه.

عرب

(عَ رَ) [ ع. ] (اِ.) تازی، از نژاد عرب. ؛به ~ُ عجمی بند نبودن کنایه از: هیچ پشت و پناهی نداشتن. ؛ از بیخ ~ بودن کنایه از: الف - مطلقاً انکار کردن. ب ...

عربده

(عَ بَ دِ) [ ع. عربده ] (اِمص.)
۱- تند - خویی، بدخلقی.
۲- داد و فریاد، نعره.

عربده جویی

(~.) [ ع - فا. ] (حامص.)
۱- داد و فریاد و جار و جنجال راه انداختن.
۲- بدخویی، بدمستی.

عربه

(عَ بِ یا بَ) [ ع. عربه ] (اِ.)
۱- گردونه.
۲- کالسکه.

عربی

(عَ رَ) [ ع. ] (ص نسب.)
۱- از نژاد عرب.
۲- زبان مردم عرب.

عرج

(عَ رَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) لنگ شدن، لنگیدن.
۲- (مص.) لنگی.