ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

عسل

(عَ سَ) [ ع. ] (اِ.) مایع کم و بیش غلیظ و شربتی شکل و شیرینی که زنبوران عسل بر اثر جمع آوری نوش گل‌ها در کندو و به منظور تغذیه افراد کندو تهیه کنند. ؛~ مصفی عسلی ...

عسلی

(عَ سَ) [ ع - فا. ] (ص نسب.)
۱- به رنگ عسل.
۲- پارچه زردی که یهودی‌ها برای مشخص بودن از مسلمانان بر شانه لباس خود می‌دوختند.
۳- میز کوچک.

عسکر

(عَ کَ) [ ع. ] (اِ.) لشکر، سپاه ؛ ج. عساکر.

عسکری

(عَ کَ) [ ع. ] (ص نسب.) منسوب به عسکر؛ لشکری، سپاهی.

عسکری

(~.) [ ع. ] (ص نسب.)
۱- منسوب به عسکر مکرم از شهرهای قدیم خوزستان.
۲- (اِ.) در فارسی نوعی انگور.

عسیر

(عَ) [ ع. ] (ص.) سخت، دشوار.

عشا

(عَ) [ ع. عشاء ] (اِ.) شام، غذای شب.

عشا

(عِ) [ ع. عشاء ] (اِ.) اول شب، شامگاه. ؛~ ی ربانی دعا یا نماز ویژه مسیحیان.

عشاق

(عُ شّ) [ ع. ] (اِ. ص.) جِ عاشق.۱ - شیفتگان.
۲- یکی از دوازده مقام موسیقی ایرانی.

عشاوت

(عَ وَ) [ ع. عشاوه ] (اِمص.)
۱- تیرگی چشم، ضعف بینایی.
۲- شبکوری.

عشایر

(عَ یِ) [ ع. عشائر ] (اِ.) جِ عشیره ؛ قبایل، طوایف.

عشب

(عُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- گیاه، گیاه تر؛ ج. اعشاب.
۲- یونجه وحشی.

عشر

(عُ) [ ع. ] (اِ.) یک دهم، یک دهم چیزی.

عشر

(عَ) [ ع. ]
۱- (اِ.) عدد ده.
۲- (اِ.) هر ده آیه از قرآن مجید.

عشرت

(عِ رَ) [ ع. عشره ] (مص ل.)
۱- معاشرت کردن.
۲- خوشگذرانی، کامرانی.

عشرین

(عِ) [ ع. ] (اِ.) بیست (۲۰).

عشق

(عِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- به شدت دوست داشتن.
۲- (اِمص.) شیفتگی، دلدادگی.
۳- لذت، کیف. ؛~ افلاطونی عشقی که با گرایش‌های جنسی همراه نیست.

عشق باختن

(~. تَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) عشق ورزیدن، دوستی کردن.

عشقبازی

(~.) [ ع - فا. ] (حامص.)
۱- اظهار محبت عاشقانه، عشق ورزی.
۲- رابطه جنسی، معاشقه.

عشقه

(عَ شَ قِ) [ ع. ] (اِ.) گیاهی است بالا - رونده با برگ‌های درشت و ساقه‌های نازک. میوه عشقه دارای اثر مسهلی است ولی خالی از سمیت نیست.