ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

غطاء

(غِ) [ ع. ] (اِ.) پرده، پوشش.

غطاس

(غِ) [ ع. ] (اِ مص.) تعمید، غسل تعمید.

غطریف

(غ طْ) [ ع. ] (ص.)
۱- مهتر.
۲- جوانمرد.

غطیط

(غَ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- غریدن شتر.
۲- خرخر کردن در خواب.

غفار

(غَ فّ) [ ع. ] (ص.) از صفات خداوند به معنای آمرزنده.

غفج

(غُ فْ) (اِ.)
۱- آبگیر، گودال.
۲- شمشیر آبدار.
۳- سندان آهنگری.

غفج

(~.) (اِ.)
۱- دسته مو.
۲- شاخ راست و نازک.

غفج کردن

(~. کَ دَ) (م مص.) جدا کردن شاخه‌های راست و نازک و دسته کردن آن‌ها تا سپس در لیف پیچند و در خاک کنند.

غفجی

(~.) (حامص.) عمق، ژرفا.

غفر

(غَ فْ) [ ع. ]
۱- (مص م.) پوشاندن، چیزی را پوشاندن.
۲- (اِمص.) چشم پوشی از گناه، آمرزیدن.

غفر

(~.) [ ع. ] (اِ.) منزل پانزدهم ماه که سه ستاره کوچک است در برج میزان.

غفران

(غُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) چشم پوشیدن از گناه.
۲- (اِمص.) آمرزش.

غفلت

(غِ لَ) [ ع. غفله ]
۱- (مص م.) فراموش کردن، اهمال کردن.
۲- بی خبر شدن.
۳- (اِ مص.) فراموشی.

غفلتاً

(غِ لَ تَ نْ) [ ع. غفلتهً ] (ق.) ناگهان، بی خبر.

غفه

(غُ فِ یا فِّ) (اِ.)پوستین، پوستین نرم بره.

غفور

(غَ) [ ع. ] (ص.) از صفات خداوند به معنای آمرزنده.

غفیر

(غَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) غفران، مغفرت.
۲- (ص.) بسیار، فراوان.

غفیله

(غُ فَ یا فِ لِ یا لَ) [ ع. غفیله ] (اِ.) نمازی است از نمازهای نافله که میان نماز مغرب و عشا خوانده شود و آن دو رکعت است به ترتیبی خاص.

غل

(غِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) کینه داشتن.
۲- حسد بردن.
۳- (اِ.) کینه.
۴- حسد.
۵- دشمنی.

غل

(غُ) [ ع. ] (اِ.)۱ - گردن بند.
۲- بند و زنجیری که به گردن یا دست و پای مجرمان می‌بندند.