آمد آمد آنکه نرفت او هرگز (926)
-
اندازه متن
+
آمد آمد آنکه نرفت او هرگز
بیرون نبد آن آب از این جو هرگز
او نافهٔ مشک و ما همه بوی وئیم
از نافه شنیدهای جدا بو هرگز
آمد آمد آنکه نرفت او هرگز
بیرون نبد آن آب از این جو هرگز
او نافهٔ مشک و ما همه بوی وئیم
از نافه شنیدهای جدا بو هرگز
یا قمرا لوعه للقمرین سکن حلت علی حریمهم فی خطر لیمنوا
یا شجرا غصونه فوق سماء…
گر جان منکرانت شد خصم جان مستم اندر جواب ایشان خوبی تو بسستم
در دفع آن…

