آمد بت خوشعربدهٔ مِیکیشم (1108)
-
اندازه متن
+
آمد بت خوشعربدهٔ مِیکیشم
بنشست چو یک تنگ شکر در پیشم
در بر بنهاد بربط و ابریشم
وین پرده همی زد که خوش و بیخویشم
آمد بت خوشعربدهٔ مِیکیشم
بنشست چو یک تنگ شکر در پیشم
در بر بنهاد بربط و ابریشم
وین پرده همی زد که خوش و بیخویشم
هرچند ملولی نفسی با ما باش مگریز ز یاران و درین غوغا باش
یا همچو دلم…
اندر سر من نبود جز رای صلاح اندر شب و روز پاک جویای صلاح
امسال چنانم…

