آنچ در سینه نهان میداری (2928)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۶
-
اندازه متن
+
آنچ در سینه نهان میداری
درنیابند چه میپنداری
خفته پنداشتهای دلها را
که خدایت دهدا بیداری
هر درخت آنچ که دارد در دل
آن بدیدهست گلی یا خاری
ای چو خفاش نهان گشته ز روز
تا ندانند که تو بیماری
به خدا از همگان فاشتری
گرچه در پیشگه اسراری
پیش خورشید همان خفاشی
گرچه ز اندیشه چو بوتیماری
چنگ اگرچه که ننالد دانند
کو چه شکل است به وقت زاری
ور بنالد ز غمی هم دانند
کو ندارد صفت هشیاری
شمع دیدم گرد او پروانهها چون جمعها (153)
شمع دیدم گرد او پروانهها چون جمعها شمع کی دیدم که گردد گرد نورش شمعها
شمع…
مولانا 
