آکادمی پلیکان

ای دل تو بگو هستم چون ماهی بر تابه (2323)

- اندازه متن +

ای دل تو بگو هستم چون ماهی بر تابه
کاستیزه همی‌گیرد او را مگر از لابه

نی نی تو بنال ای دل زیرا که من مسکین
بی‌صورت او هستم چون صورت گرمابه

شد خانه چو زندانم شب خواب نمی‌دانم
تا او نشود با من همخانه و همخوابه

حسن تو و عشق من در شهر شده شهره
برداشته هر مطرب آن بر دف و شبابه

ای در هوست غرقه هم صوفی و هم خرقه
هم بنده بیچاره هم خواجه نسابه

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×